Skip to main content
فهرست مقالات

نظریه حاکمیت در دیدگاه اسلام

نویسنده:

(12 صفحه - از 27 تا 38)

کلیدواژه ها : دولت ،حکومت ،مشروعیت ،حاکمیت ملی ،اقتدار مطلق ،ولایت تکوینی ،ولایت تشریعی

کلید واژه های ماشینی : حاکمیت ،حاکم ،سیاسی ،اقتدار ،دولت ،اسلام ،اندیشه سیاسی غرب ،ولایت ،غرب ،اراده ،حقوق ،حاکمیت ملی ،خدا ،ملت ،خداوند ،مطلق ،حاکمیت دولت ،ساحت اندیشه سیاسی غرب ،اراده مردم اساس اقتدار حکومت ،اراده خداوند ،حکومت ،حاکمیت در دیدگاه اسلام ،قدرت ،انسان ،برتر ،حاکمیت مطلق ،دولت ها ،مفهوم ،ولایت تشریعی ،جامعه

«حاکمیت»، مهم ترین وجه تمایز و قوام «دولت ها» و اندیشه ای تأثیرگذار در شناسایی و نحوه سامان یابی اقتدار حاکمان می باشد. در اندیشه سیاسی غرب، نخست این مفهوم به «اقتدار مطلق و نامحدود فرمانروا»، که توان تحدید آن تنها تحت اراده خداوند می باشد، مورد تأکید و پذیرش قرار گرفت. اما ظهور شیوه های استعماری و دخالت های قیم مآبانه دولت های مقتدر همراه با شروع نهضت های آزادی خواه و وقوع تحولات در نظام های سیاسی حاکم بر اروپا، نظریه پردازان غرب را بر آن داشت که «حاکمیت» را با شناسه «حاکمیت ملی» و نشأت گرفته از حقوق ملت معرفی نمایند. ابهام ها و نقایص هر یک از این رویکردها در ساحت اندیشه سیاسی غرب، عمدتا ناشی از دوری فیلسوفان غربی از آموزه های وحیانی اصیل برای تبیین و تفسیر واقعی اقتدار می باشد. آنچه با الهام از آموزه های دین مبین اسلام در نمایاندن حقیقت حاکمیت می توان بیان داشت، آن است که حاکمیت دولت صرفا در استمرار ولایت تشریعی حق تعالی است; امری که در صورت اقبال و پذیرش آحاد جامعه، به واسطه مأذونان الهی، فرصت تحقق و عینیت در جامعه بشری خواهد داشت.

خلاصه ماشینی:

"([7]) مفهوم اصطلاحی «حاکمیت» اگر جایگاه حاکمیت را در مفهوم «دولت»([8]) به عنوان اجتماع انسان هایی که در سرزمین معینی سکونت اختیار کرده اند و یک نظام سیاسی، یعنی «حکومت»([9])سازمان یافته ای بر آنها اعمال حاکمیت می کند، ملاحظه کنیم، عنصر «حاکمیت» از میان دیگر عناصر (جمعیت، سرزمین و نظام سیاسی) مهم ترین شاخص تمایز این پدیده عالی سیاسی ـ یعنی «دولت» ـ از سایر گروه بندی های انسانی و وجه قوام آن است; زیرا عوامل سه گانه دیگر در اجتماعات انسانی کوچک تر مانند قبایل، ایلات، شهرها و استان ها، که به آنها «دولت» اطلاق نمی شود نیز قابل شناسایی اند، گرچه شمول و درجه آن سه عامل در ساختار (دولت) گسترده تر و وسیع تر است. بر اساس ویژگی های مزبور، تعریف مورد قبول از «حاکمیت دولت در اندیشه اسلامی» را می توان چنین بیان نمود: حاکمیت دولت، استمرار و اعمال ولایت تشریعی خداوند است که به عنوان اقتداری مطلق، حقانیت آن ریشه در حقیقت لایزال و مطلق خداوندی دارد و از این رو، غیرقابل انتقال و یا تجزیه است، و بر اساس سنت الهی، تحقق و عینیت خارجی چنین حاکمیتی منوط به پذیرش آحاد جامعه است که در صورت پذیرش، به واسطه انسان هایی که تحت تربیت خاص الهی واقع شده اند و یا توسط آنان سفارش می شوند، اعمال می گردد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.