Skip to main content
فهرست مقالات

آیا حقوق دانش مستقلی است؟

نویسنده:

(46 صفحه - از 1 تا 46)

کلیدواژه ها : استقلال حقوق ،وابستگی حقوق ،مطالعات بین رشته‌ای ،صورت‌گرایی تحلیل اقتصادی حقوق ،واقع‌گرایی حقوقی ،نظریه نظام حقوقی خود ساخته ،نظریه حقوق محض ،مطالعات حقوقی انتقادی فلسفه فقه ،اهداف و مقاصد شریعت ،معرفت‌شناسی اجتهاد ،مکتب‌های حقوقی در حقوق اسلام ،منابع استدلال فقهی

کلید واژه های ماشینی : حقوق ،اخلاق ،دانش ،فقه ،اقتصادی ،نظریه ،فلسفه ،استدلال ،اسلام ،فلسفه اخلاق ،طرفداران نظریه نظام حقوقی ،اجتماعی ،خلاف نظریه‌های طرفدار استقلال حقوق ،دعاوی ،نظام ،قوانین ،حقوق دانش مستقلی ،استقلال حقوق ،مکتب ،خصوص استقلال حقوق ،استدلال حقوقی و تصمیم‌گیری حقوقی ،قواعد ،مکتب‌های حقوقی در حقوق اسلام ،قضات ،طرفداران ،احکام ،منطق ،فلسفه فقه ،تحلیل‌گران اقتصادی حقوق و طرفداران ،استدلال حقوقی

در خصوص استقلال حقوق یا وابستگی آن به سایر دانش‌ها دو دیدگاه عمده وجود دارد:عده‌ای مانند صورت‌گرایان، اثبات گرایان حقوقی و طرفداران نظریه نظام حقوقی خود ساخته به حقوق از داخل نگاه می‌کنند و آن را دانش مستقلی می‌دانند.به باور آنان استدلال حقوقی و تصمیم‌گیری حقوقی با سایر گونه‌های استدلال و تصمیم‌گیری(اقتصادی، اخلاقی، سیاسی و...)متفاوت است.در مقابل واقع‌گرایان حقوقی، تحلیل‌گران اقتصادی حقوق و طرفداران مطالعات حقوقی انتقادی به حقوق از خارج و از دیدگاه سایر علوم می‌نگرند و معتقدند تکه نقش حقوق تنها جنبه امری دادن به مطالعات سایر دانش‌ها مانند اقتصاد، نظریه سیاسی، فلسفه اخلاق، جامعه‌شناسی، روانشناسی، تاریخ و غیره است.در واقع در این نظریه‌ها، بر خلاف نظریه‌های طرفدار استقلال حقوق، به جای توسعه به ماهیت حقوق به هدف و کارکرد اجتماعی و اقتصادی آن توجه می‌شود و فهم حقوق از طریق نتایجش جایگزین فهم آن از طریق مفاهیم و اصطلاحات می‌شود.در این مقاله ضمن تشریح این دو دیدگاه حقوق اسلام نیز از این جهت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و در پایان ضمن رد وابستگی مطلق و استقلال مطلق حقوق از نظریه«وابستگی نسبی حقوق»و«تأثیر متقابل حقوق و سایر دانش‌ها»دفاع شده و با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهادهای لازم برای تحول نظام حقوقی ایران ارائه گردیده است.

خلاصه ماشینی:

"از این‌رو، حقوق چیزی مانند ریاضی یا سایر علوم است که در آن قاضی به گونه‌ای منطقی، اصول حقوقی یا قاعده‌ای را که در هر دعوا نتیجه خاصی درپی دارد (1)-صورت‌گرایی‌ (msilamroF) ، که گاه فلسفه حقوق ماشینی‌{(L ecnedurpsiruj lacinahceM) هم نامیده شده است، در اصل ریشه در فلسفه اخلاق دارد؛قبل از دوره رنسانس در زمینه معیار شناسایی نیک و بد نظریه‌های مختلفی وجود داشت که مهم‌ترین آنها نظریه«بداهت شهودی»(این که اصول بنیادی اخلاق به بداهت شهودی آشکارند و نیازی به برهان ندارند)و نظریه«قانونگذاری»(حجیت اصول اخلاقی ناشی از اراده قانونگذار، مثلا دستورات خداوند، است)بود؛اما با چیرگی فلسفه جدید از دوره رنسانس-و به ویژه از عصر روشنگری- به بعد فلاسفه به جستجوی منابع دیگری برای حجیت اصول اخلاق برآمدند و در این زمینه دو نظریه مورد توجه قرار گرفت:در یکی از آنها، مانند فلسفه کانت، جنبه صوری یا شکلی اخلاق اصل قرار گرفت‌ (msilamroF) و در دیگری، مانند نظریات اخلاقی هابز و ژان ژاک روسو، قرارداد یا پیمان فرضی و آغازین میان افراد جامعه (msinairatcartnoC) :سالیوان)، 1380، ص. 2-حقوق و اقتصاد رفتاری‌ (dna wal laroivaheB scimonoce) که طرفدارانش فرض‌های نگرش مرسوم را زیر سئوال می‌برند و بر این باورند که افراد همیشه به دنبال منافع خود نیستند، بلکه در بسیاری از موارد رفتارهای مبتنی بر نوع دوستی دارند و به دنبال منافع دیگرانند؛ اولویت‌های آنها ممکن است تغییر پیدا کند(الف را به ب، ب را به ج و و ج را به الفت ترجیح دهند)و در مواردی اشتباه کنند و به گونه‌ای غیرعاقلانه عمل نماید و اموالی را که تحت تملک دارند، نسبت به فرضی که آن اموال را تحت تملک نداشته باشند، بیشتر ارزش‌گذاری می‌کنند (tceffe tnemwodnE) ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.