Skip to main content
فهرست مقالات

با خرس ها بجنگید

نویسنده:

(2 صفحه - از 52 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : کارگران، لیدی، لیدیا، مزرعه، مادر، آمریکا، خانواده‌اش، خرس ها، زندگی، کار

خلاصه ماشینی: "کار این دخترها کنترل‌ ماشین‌هایی است که مدام در حرکت است و هیچ‌ وقت نمی‌ایستد؛مگر چیزی پیش بیاید:«تخمین‌ زده‌اند که در حدود سال 1900،هشتاد هزار بچه که‌ اکثرشان دختر بوده‌اند،در استخدام کارخانه‌های‌ نساجی کشور بوده‌اند که از صبح خیلی زود تا غروب، در محیطی غیر بهداشتی و کثیف کار می‌کردند و با آدم‌های نابابی دمخور می‌شدند. کارگران تا هنگامی که سر پا هستند،خود را موظف به تحمل شرایط سخت کار می‌کنند و لیدی،برای این کار،انگیزه‌ای قوی و اراده‌ای‌ محکم دارد: «پس از پنج دقیقه احساس کرد که سرش‌ مانند تنهء درختی است که دارند آن را با تبر خرد می‌کنند. بتسی،هم‌اتاقی‌اش،شب‌ها برای‌ او کتاب الیورتویست را می‌خواند و لیدی با حس‌ همدردی با قهرمان داستان و اشتیاق برای آموختن، رونویس صفحات آن را به دستگاه بافندگی‌اش‌ می‌چسباند تا در طول روز کلمات آن را هجی کند: مسئله آن بود که او راهی پیدا کرده که کارخانه او را در خود نبلعد. »8 فشار عصبی ناشی از کار یک‌نواخت،اثر کسل‌کننده‌ای در روح و روان کارگر دارد و آرزوهایش را هم در دلش سرد می‌کند:«لیدی‌ شب‌ها از خواب می‌پرید و به این مسئله می‌اندیشید و زجر می‌کشید که در گذشته،چه آدمی بوده و اکنون به چه موجودی تبدیل شده است و با حیرت‌ از خود می‌پرسید،چرا در گذشته،در نهایت شادی هر چه را که داشت،به آدمی کاملا بیگانه بخشید و اکنون به زحمت فقط یک دلار برای مادرش‌ می‌فرستد. آگاه ساختن کارگران به حقوق خود،در شرایطی که اکثر آن‌ها بیسواد بودند،بر دوش‌ کارگرانی بود که آگاهانه خود را وقف این کار کرده‌ بودند و دیانا یکی از این نمونه‌هاست و کارخانه را خانه‌اش می‌داند:«حالا کارخانه،خانهء من است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.