Skip to main content
فهرست مقالات

یکی بود، یکی نبود کلاغه به خونه اش نرسید (گزارش هجدهمین نشست نقد آثار ادبی)

(13 صفحه - از 25 تا 37)

خلاصه ماشینی:

"»یعنی که این اثر که با تمایلات و سمت و سوهای پست مدرنیستی نوشته شده است، خودش در ساختار می‌رود و تفکیک می‌کند و می‌گوید که‌ شروع روایت من از فصل یک است اما شروع قصه‌ داستان من از فصل دوم. رابرت فونک،نظریه‌ای می‌دهد و می‌گوید،شروع و پایان داستان،به منزله حرکت از بیرون‌ به درون است و در واقع،وقتی خواننده شروع می‌کند به خواندن،ابتدا نسبت به اثر،عامل خارجی محسوب‌ می‌شود و داستان به کمک آغاز،این عنصر خارجی را درون خودش می‌آورد و درونی شده خارج می‌شود؛ خواننده‌ای که همذات پنداری کرده و خواننده‌ای که با شخصیت‌ها کنار آمده و یا کنار نیامده است. اما بحث اصلی داستان ما برمی‌گردد به‌ این قضیه که این شروع که به بخش پایان آن هم‌ می‌رسیم،در ادبیات کودک و نوجوان چگونه خواهد بود. برای‌ همین است که در داستان کودک و نوجوان،معمولا می‌گوییم روایت در شروع روایت،اگر با زمان قصه در داستان،خیلی منطبق نباشد،دست کم باید به هم بسیار نزدیک باشند و این همان است که در آدمک چوبی‌ می‌بینیم؛داستان خیلی سریع شروع می‌شود و روایت‌ بسیار سریع قصه را شروع می‌کند و برای مخاطب کودک، از آن جا که ویژگی‌های خاص خودش را دارد،بایستی‌ همواره قصه داستان،به همراه روایت داستان زود شروع‌ شود. حجوانی:من می‌خواستم بگویم که اگر خودتان در تکمیل این بحث،نکتهء ناگفته‌ای در ذهن‌تان مانده است، مثلا احساس می‌کنید که تفاوتی عمده در شروع و پایان‌ داستان کودک و داستان بزرگسال است و آقای کاموس به‌ آن اشاره نکرده‌اند،بگویید و بحث را کامل کنید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.