Skip to main content
فهرست مقالات

یه داستان که حالا مال ماست

نویسنده:

(1 صفحه - از 66 تا 66)

کلید واژه های ماشینی : داستان، راوی، کودک، نقاشی، خونه، گنجشک‌ها، آبجی کوچولو، نور، حالا مال، آبجی کوچولو هروقت دوست

خلاصه ماشینی: "اما او این نور و سرور را فقط برای خود نمی‌خواهد و دوست دارد در خانه خیال‌انگیزی که‌ دارد با قلمش می‌سازد،با همه افراد خانواده‌اش‌ خوش باشد. معلوم است موقعی که وضعیت این‌جوری‌ بشود،بالاخره صدای آدم‌ها درمی‌آید و به فضای‌ خفقان‌آور خانه اعتراض می‌کنند:«بابا می‌گه:این‌ چه خونه‌ایه؟این خونه که پنجره نداره،پس نور و هوای تازه باید از کجا بیاد تو؟!» «من چیزی نمی‌گم،بابا حق داره»و ای کاش‌ همه مثل کودک نقاش،خوش‌دل باشند و حرف‌ حق را بشنوند و درصدد برطرف کردن مشکلات‌ باشند. نویسنده همپای راوی-کودکش،در تلاش و کوشش پیگیرش در دنیای داستانش،داستان دنیای‌ ما را به تصویر می‌کشد تا بفهمیم زندگی زنجیره‌ بی‌پایان کار و سخت‌کوشی است: «فردا باید صبح زود با صدای گنجشک‌ها از خواب بلند بشم آخه باید خونه‌رو رنگ‌آمیزی بکنم پنجره‌هارو رنگ‌آمیزی بکنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.