Skip to main content
فهرست مقالات

اندر قضایای آمدن جن صمد به سراغ کرمانی

نویسنده:

(7 صفحه - از 83 تا 89)

خلاصه ماشینی:

"اما وقتی هوشنگ مرادی‌ کرمانی آن را نوشته باشد،خوب،آدم حتما باید با دندان بالایش،لب پایینش را گاز بگیرد و محکم‌ این دستش را بکوبد روی آن دستش و بگوید،ای‌ داد و بیداد!حتما جای جن‌ها با هم عوض شده‌ است!حتما جن صمد بهرنگی،جان هوشنگ‌ مرادی را«بسط روح»کرده است!وگرنه او به‌ تنهایی چگونه قادر بود یک معلم آشوب طلب و عادت‌شکن و ستیزه‌جو در داستانش بیافریند و تازه،اسم این آشوب را هم بگذارد«مثل ماه شب‌ چهارده»!انگار خودش هم خیلی سر کیف آمده از این کارش و از بیرون زدن از قاعده‌مندی‌هایش! آخر آقای میرزایی، خود آقای هوشنگ مرادی کرمانی است و من‌ نمی‌دانم این معلم کاریکاتور آگاه و تحول طلب و ریشه یاب و رادیکال،از کجای ذهن هوشنگ‌ مرادی کرمانی بیرون زده است؟حالا اگر نویسنده در سال‌های جوانی‌اش،دست به شهر آشوبی می‌زد،می‌گفتیم اقتضای سن و سال‌ است،اما حالا که او درد به قول خودش،دنبال‌ «کاریکاتر جوانی»اش می‌گردد،چرا دچار حالت‌های روحی صمد بهرنگی جوان و انقلابی‌ شده است؟! حالا در چنین جامعه‌ای که همه از پشت شیشه مشجر با هم صحبت می‌کنند و کسی جرات و توان بی‌ نقاب سخن گفتن نیست،تصور کنید دانش‌آموزی بخواهد درس دوم معلم کاریکاتور را اجرا کند و به سراغ زشتی‌ها برود و اول از همه، آن‌ها بزرگ نمایی کند و نشان بدهد و این‌ نسخه خودآگاهی بخش آقای اکبری را بپیچد: «کارما این است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.