Skip to main content
فهرست مقالات

نقد داستان نانوشته

نویسنده:

(3 صفحه - از 80 تا 82)

خلاصه ماشینی:

"نجات دهنده در گور خفته است فرض این‌که شهرزاد قصه می‌گوید تا کودکی به دنیا بیاورد و ملک شهرباز،به خاطر بچه‌اش بر سر رحم بیاید،احتمالا بعدها به داستان‌ اضافه شده؛چون این باعث می‌شود هفت‌صد و سی و یک شب از این هزار و یک شب،شهرزاد بی‌خود داستان گفته باشد(البته اگر شش ماهه‌ بچه‌اش را دنیا نیاورده)و شاید بیشتر پیش بروم و بگویم،شهرزاد قصه نمی‌گفت تا ملک شهرباز او را نکشد. به جز طاووس،باقی‌ غیر قابل تشخیص قطعی) 4-اسب شهرزاد با چنگی بر پشتش وقتی تصویرها شفیعی‌ تمام شد،اولین سؤالی که‌ از خودم پرسیدم،این بود: چرا هزار و یک شب شفیعی‌ داستانی را در من شروع نکرد؟ آگاهانه یا ناآگاهانه، شفیعی موضوعی را انتخاب کرده‌ که بار همه اعجاب غرب را نسبت به شرق بر دوش می‌کشد و بیشتر از اعجاب، به قول پورخس، موجب مقاوله بین‌ شرق و غرب است‌ 5-کنجد شا 6-پیکر در حال استحاله شهرزاد از پرنده به‌ انسان (می‌توان به این لیست ترمه بادی که می‌وزد و گردن‌بندی با پلاک قلب را هم اضافه کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.