Skip to main content
فهرست مقالات

کمی شیرم، کمی آدم

نویسنده:

(3 صفحه - از 77 تا 79)

کلید واژه های ماشینی : شیر، لافکادیو، شکارچی، شکار، هویت، سیرک‌باز، فرهنگ برتر، تفنگ، داستان، شکارچی‌ها

خلاصه ماشینی:

"عنوان کتاب:سرگذشت لافکادیو نویسنده و تصویرگر:شل سیلور استاین مترجم:رضی خدادادی(هیرمندی) ناشر:هستان نوبت چاپ:دوم-1379 لافکادیو،طنین طنز آمیز زندگی«از خود بیگانه»ای جست‌وجوگر است‌ که با عمل،از زوائد سطحی خود رهایی یافته و آماده برای دلالت است. اوج این نمایش قدرت،در گره‌گشایی داستان است که شیر خیلی‌ خیلی پیر به لافکادیو می‌گوید، تو شیری و سیرک‌باز به او می‌گوید،تو آدمی. با این‌ حساب،لافکادیو نوجوانی است‌ در قالب و نقاب شیر که طعمهء شکارچی می‌شود که نماد فرهنگ متفاوت و فرهنگ‌ برتر است. لافکادیو در مسیر جست‌وجوی هویت و با اتکا به کنجکاوی و روحیهء پرسشگری و همین‌طور تجربهء واقعیت اجتماعی قابل‌ سرانجام،این داستان مخاصب را دعوت می‌کند تا هم به کمک تخیل و هم به کمک تجربه، چارچوب‌های ذهنی‌اش را در جامعه‌ای که‌ ارتباطات کلامی، مکتوب یا الکترونیک، از قدرتی خاص برخوردارند، ازنو بازسازی کند لافکادیو در جامعه‌اش پیشرو است،ولی جامعه‌ او را از رویارویی با دشمن برحذر می‌دارد و به او می‌گوید که یا برگریزد یا بکشد. »لافکادیو در جواب شیر خیلی خیلی پیر که او را ترغیب می‌کند تا با یاری یکدیگر،کار شکارچیان را بسازند و به جنگل برگردند و خوش باشند و خرگوش خام بخورند، می‌گوید:«خرگوش خام،اه!اه!»او در جواب شکارچی‌ها که به وی می‌گویند، تو آدمی مثل ما،بیا کمک کن تا شیرها را بکشیم و خوشگذرانی کنیم و دوغ‌ سرکشیم،می‌گوید:«دوغ،اه،اه!»دیگر زندگی سابقش برای او جذابیتی ندارد و زندگی جدیدش هم جذابیتش را از دست داده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.