Skip to main content
فهرست مقالات

اخراج باید گردد

نویسنده:

(7 صفحه - از 62 تا 68)

خلاصه ماشینی:

"»(ص 91) ب-اکنون می‌توانیم به خودمان بیندیشیم که‌ حداقل در حیطه نظر و نگرش،در کدام طیف جا می‌گیریم؟آیا اکثریت ما جزء کسانی قرار نمی‌گیرند که خیلی افراطی‌تر از گریس ولد می‌اندیشند و عمل می‌کنند؟ما در نقش والدین،حتی در تصورمان هم آیا می‌توانیم این گزینه را جای‌ بدهیم که فرزند ما آزاد است همه نوع داستانی را بخواند؟چه آن‌ها که مخالف اعتقادات و شئونات‌ ماست و چه آن‌ها که حتی موافق ماست،اما به‌ ضرورت داستان،چند صحنه عاشقانه هم دارد؟ مادر بسیار متجددی را از اقوام و نزدیکان خود می‌شناسم که این صحنه‌های«مفسده‌انگیز»را برای دختر نوجوانش سانسور می‌کند،ولی در همان‌ حال و پنهان از چشم مادر،دختر«خبرها»ی‌ دیگری از مدرسه و حرف‌ها و اعمال«مگو»ی‌ شاگردان می‌آورد!همین دخترک نوجوان،البته به‌ خانه خاله یا دایی یا عمه یا عمویش که می‌رود، حسابی جولان می‌دهد و برای بهره‌برداری‌ «بهینه!»از برنامه‌های جذاب تلویزیون‌های فارسی‌ زبان یا ماهواره‌ای خارج از کشور،فرصت را از دست‌ نمی‌دهد!و مادر متجدد نمی‌داند این تناقضات‌ پیچیده را چه‌گونه برای خود و خانواده‌اش حل‌ کند؟آیا بهتر است دختر دلبندش«کتاب بد» بخواند یا دور از چشم و آگاهی او«فیلم سکسی» تماشا کند و«عملیات مگو»با دوست دختر یا پسرش انجام دهد؟و دیگرچه کسی نمی‌داند که‌ دخترک نوجوان مورد مثال ما،نمونه نوعی بسیاری‌ از دختران و پسران نوجوان و جوان ماست در شبکه‌ پنهان و پیچیده شبه‌فرهنگ وارداتی؟ پ-آیا به راحتی به خودمان اجازه می‌دهیم که‌ تشخیص بدهیم خواندن چه چیزهایی به صلاح‌ است و چه چیزهایی ضدصلاح و در جهت فساد او؟آیا حق تشخیص و امکان انتخاب را به راحتی‌ از آن‌ها سلب می‌کنیم،فقط به دلیل امریت و اقتداری که به عنوان والدین او داریم؟گریس ولد، سانسور و محدودیت کتاب هاکلبری فین را به‌ سبب این‌که والدین سیاه‌پوست از کلمه nigger احساس حقارت می‌کنند،فقط در حوزه مدرسه‌ می‌پذیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.