Skip to main content
فهرست مقالات

موش کوچولو می زند و می رقصد

نویسنده:

(4 صفحه - از 72 تا 75)

خلاصه ماشینی:

"سؤال ضمنی-گربه چه می‌کند؟چگونه و کی می‌فهمد؟و سرانجام این‌که او چرا متوجهء فریب‌کاری موش نیست؟ راوی به این سؤال زود پاسخ نمی‌دهد و با شرح کنش موش،در داستان حالت تعلیق ایجاد می‌کند. گویی با این کار، می‌خواهد فرصتی به او بدهد تا مگر دست از خیانت‌ و فریبکاری بردارد سرانجام،اتمام حجتی به او بکند: «شب بعد وقتی گربه به انبار برگشت آقا موشه روی یک هوله کهنه بی‌حال افتاده بود. » اشارهء ضمنی به صفات شخصی: موش دروغگو،چاپلوس،خیانت‌کار اشارهء ضمنی به کنش محتمل آینده:موش‌ به خیانت خود ادامه خواهد داد(کمی خیالش راحت‌ شد و زبانش را دور لب‌ها مالید) سؤال ضمنی:این سؤال که گربه کی و چگونه متوجه می‌شود،هم‌چنان باقی است. موش‌ به دزدی و خیانت خود ادامه می‌دهد تا سرانجام، راوی برای پاسخ به سؤال،شوک دوم را به موش‌ وارد می‌کند گربه می‌فهمد: «یک روز آقا گربه رفت سراغ ذخیره چربی. » نویسنده با تشبیه گلوله چربی به بادکنک،به‌ گونه‌ای مضمر،خیانت موش را در نظر دارد و سوزن زدن گربه به آن،از بین بردن این گوی‌ فریب و خیانت است. گرسنگی او شاید خیانت و دزدی او را کمی‌ موجه جلوه دهد و در ذهن خوانندهء کودک که‌ قلبی مهربان و با گذشت‌ دارد،این سؤال و درخواست را طرح کند که: اگر می‌شد این‌بار گربه از گناه او درمی‌گذشت،چه خوب بود؟ نیوسنده نیز که از ابتدا می‌داند چنین سؤال‌ محتملی در ذهن کودک به وجود خواهد آمد،خود در طرح آن پیش‌قدم می‌شود تا بدین ترتیب، پاسخ نهایی،حکمی قطعی و خلل‌ناپذیر باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.