Skip to main content
فهرست مقالات

ذهنی زیبا اما...

نویسنده:

(4 صفحه - از 80 تا 83)

خلاصه ماشینی:

"تنها جداافتادگی این دو نیمه و یا پیکره یک تن واحد را کنار هم قرار می‌دهد خیال و رویا خبری نیست و اگر هم باشد بازتاب‌های شرطی همین‌ واقعیت‌های شیئی شده است و دیگر هیچ. همان‌گونه که شاه دسامبر کوچولو اشاره می‌کند که این خانه‌ که«پنجاه سال»از عمرش می‌گذرد،خسته است،شاید اگر داستان با همین‌ نقش مایه بدیع،اما به شیوه‌ای دیگر،داستانی‌تر و پرکشش‌تر و جذاب‌تر روایت می‌شد،می‌توانست جایگاهی درخور و سزاوار نزد مخاطب نوجوان‌ برای خود بازکند؛حتی اگر معناهای باطنی آن را کاملا متوجه نمی‌شد(به‌ عنوان نمونه‌ای نزدیک به مورد بحث،یادآوری می‌کنم کتاب جاودانه شازده‌ کوچولوی سنت اگزوپری را که ژرف‌ترین مقولات انسان‌شناسانه را در وضعیت مدرن،به قالبی چنان بی‌بدیل و لذت‌بخش و رشک‌انگیز ریخته‌ است که همه بچه‌های سه تا صدساله را مجذوب و شیفته خود می‌کند. می‌توانی چنین احساس را تصور کنی؟»(ص 41 و نیز نگاه کنید به دیالوگ‌های صص 4،6،8،20،25،34،40،41،43،44، ،49 و 50) راوی در جدال هر روزه با واقعیت و قطع ارتباط خود با جهان تخیل و شاد کودکی‌اش،به موقعیت خستگی رسیده است. رویکرد داستان،به گونه‌ای است که نشان می‌دهد این بریدگی وجودی، تنها به جهان تخیل صدمه نمی‌رساند،بلکه واقعیت را هم تحریف و تخریب‌ می‌کند. شاه‌ دسامبر کوچک درون آدم‌ها،هر روز کوچک و کوچک‌تر می‌شود و وجود این‌ نوع از کتاب‌های متفاوت،چه تألیف و چه ترجمه،نوعی فراخوان همان‌ موجود کوچک و نحیف شده است تا همان آدم‌های انگشت شمار ببینندش‌ و بشناسندش؛قبل از این که خیلی دیر بشود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.