Skip to main content
فهرست مقالات

تأویلی از نه تر و نه خشک

نویسنده:

(6 صفحه - از 64 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : قصه، پرنده، عشق، عاشق، داستان، سلطان، طنز، زبان، مرادی، مردم

خلاصه ماشینی:

"دیدیم و خواندیم که‌ پرنده«نه تر و نه خشک»تمثیلی«از مردم است»،اما«عشق»که همواره در تاریخ و فرهنگ ما نشانی از«جنون»با خود داشته است،دشواری راه را هموار می‌کند و این پرنده بی‌نام و نشان همراه و پیمای عشق جنون‌آمیز دختر سلطان، بی‌هراس از گزمکان و سرنیزه‌های آن‌ها نزد سلطان می‌پرسند:«نام و نشانی‌ات چیست؟پاسخ می‌دهد:«من پرنده‌ای بی‌نام،بیابان گرد،کوه گرد و روستانشین و عاشقم. عاشق سرمست و بی‌خویشتن و بی‌پروای جان،آهنگ وصل جانان می‌کند و بانگ«انا الحق»بر می‌آورد و این‌ چیزی است که«عاقلان»-و اهل دنیا-و به قول امروزی«اصحاب قدرت»آن‌ را در نمی‌یابند؛هم‌چنان‌که سلطان غرق قدرت و ثروت نیز نه تنها حال پرنده که‌ حال دختر خویش را-که پارهء تنش است-در نمی‌یابد!اما در راه عشق،دیگر عاشق‌ و معشوقی وجود ندارد. »(ص 38) گرچه پرنده گوید«با عاشقان این کار را نمی‌کنند»(ص 74)،اما تنها«مذهب‌ قدرت»،خشونت است؛وگرنه ملت‌ها و مذهب‌ها اساس را بر مهر و محبت‌ می‌گذارند و قدرتمدارانند که«ملت»و«مذهب»را ابزار قدرت و توجیه خشونت‌ می‌کنند و عارفی چون عراقی،به همین فغان بر می‌آورد: «به کدام ملت است این،به کدام مذهب است این‌ که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی» اما عاشق دلباخته بیم و پروای جان ندارد!«پرنده گفت:... بد نیست این‌ نکته را از زبان«گلپر»،شاهزاده خانم دلباخته پیشین و سلطان بانوی کنونی کرمانی در داستان‌ «نه تر و نه خشک» از همه شیوه‌ها و شگردهای یاد شده‌ از نوع‌ قصه‌گویی،شفاهی، تا شگردهای روایتی‌ هزار و یک شب‌ و ساده‌نویسی‌ «سمک عیار» -چه آگاهانه و چه ناخودآگاه- با تنیدن«قصه در قصه»و «گره‌افکنی»های پی در پی و شگرد روایتی سنتی«روزی بود،روزگاری بود»، تداوم بخش سنت‌هایی است که‌ نه تنها در ادبیات ما که در فرهنگ ما کم‌کم می‌رود به دست فراموشی‌ سپرده شود بشنویم: «برو و بگرد چوبی که قرار بود برای«سلطان بابا»بیاوری،بیاور نه«حرف»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.