Skip to main content
فهرست مقالات

وقتی چراغ قرمز لبخند زد

نویسنده:

(3 صفحه - از 95 تا 97)

کلید واژه های ماشینی : قرمز، شاعر، چراغ‌قرمز، نان بیات، تمبر قارقار، آب، مجموعه، جناس، سیب، تناسب

خلاصه ماشینی:

"روزی از روزهای پاییزی در میان ترانه‌خوانی باد من و اسحاق و آرزوه دیدیم اتفاقی برای سیب افتاد جای سیبی که بر زمین افتاد در کنار درخت جا خوردیم علتش را ولی نفهمیدیم ما سه تا سخت سخت جا خوردیم از همان روز،بچه‌ها!اسحاق در سرش باوری عجیب افتاد همهء کار و بار او این شد که چرا از درخت،سیب افتاد از همان اتفاق ساده به بعد مشکل بی‌حساب ما حل شد اسم اسحاق در جهان پیچید درس فیزیکش آخر،اول شد اما بی‌شک زیباترین و تأثیرگذارترین شعر این‌ مجموعه،«کنار کودکی‌ها»است؛شعری با عاطفه‌ قوی،وزن،قافیه و ردیف زیبا و موسیقی درونی‌ خوب(البته تنها در بند اول آن)،با«چراغ قرمز لبخند»روبه‌رو هستیم که قبلا تذکر داده شد)این‌ شعر را می‌خوانیم: کنار کودکی‌هایم کسی بود که زرد وسرخ را پیوند می‌زد به ماشین‌های کوکی،صبح تا شب‌ چراغ قرمز لبخندمی‌زد کنار کودکی‌هایم کسی بود که گاهی صاف،گاهی تیره می‌شد عروسک‌های ما را ناز می‌کرد به ماشین‌بازی ما خیره می‌شد کنار کودکی‌هایم کسی بود که حالا بادبادک می‌فروشد برای خرج من هر روز تا شب‌ سه تا زنبیل«قلک»می‌فروشد شعرهای«در حیاط مدرسه»،«آفرین به‌ آفتاب»و«ته مانده‌های اسفند»نیز از شعرهای‌ خوب این مجموعه هستند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.