Skip to main content
فهرست مقالات

سیمای کودک در شاهنامه فردوسی

نویسنده:

(7 صفحه - از 115 تا 121)

کلید واژه های ماشینی : کودکان، سیمای کودک در شاهنامه فردوسی، شاه، داستان‌ها، شخصیت‌ها، کودکان و نوجوانان، سهراب، رستم، ادبیات کودک، فریدون

خلاصه ماشینی:

"هنگامی که از یک پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان پرسیده شود: «سهم کودکان در ادبیات گذشته ایران چه اندازه است؟»وی چنین پاسخ‌ می‌دهد: «این درست است که ایرانیان،پس از آشنایی با فرهنگ باختری‌[غربی‌]، به پرداختن آثار ادبی برای کودکان،بیش از پیش روی آوردند و ادبیات رسمی‌ خردسالان به صورت مستقل درآمد،اما این درست نیست که تصور کنیم‌ کودکان ایرانی در ادوار پیشین به کلی از ادبیات خاص خویش بی‌بهره بوده‌اند اگر از ادبیات فولکلوریک ایران،دوبیتی‌های عاشقانه،سرودواره‌ها،بیاضی‌های‌ سخنوری،پاره‌ای قصه‌های پهلوانی و بعضی روایات دینی را جدا کنیم،چیزی‌ جز ادبیات کودکان باز نخواهد ماند. در تمام شاهنامه‌ که صدها جنگ و لشکرکشی و طغیان و سرکشی روایت شده،تنها یک مورد به تغییرات بنیادی(انقلاب به معنای امروزی)منجر شده و آن،قیام کاوه‌ آهنگر،علیه ضحاک است که در همین مورد نیز شخصی به نام فریدون که‌ کودکی و نوجوانی سختی داشته،به عنوان رهبر و سامان‌ده حرکت مردم،مطرح‌ می‌شود. سهراب،به همین اندازه بسنده نمی‌کند و در صدد «جهانی سازی!»نیز هست؛وقتی پدری مانند رستم داشته باشی،چرا باید به جز رستم،شاهی در دنیا باشد!؟ سهراب،وقتی با خنجر پدرش زخمی می‌شود،کودکی و آرزوهای‌ آزمندانه‌اش را این‌گونه اعتراف می‌کند: 1- بدو گفت کاین،بر من از من رسید زمانه به دست تو دادم کلید 2- تو زین بی‌گناهی که این گوژپشت‌ مرا بر کشید و به زودی بکشت 3- به بازی به کوی‌اند،همسال من‌ به خاک اندر آمد چنین یالم من‌7 منابع‌3147 1-کتاب مقدس/عهد عتیق/انجمن کتاب مقدس."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.