Skip to main content
فهرست مقالات

لابیرنتی از افسانه و واقعیت

نویسنده:

(4 صفحه - از 65 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : قصه، دیوها، راوی، روایت، محمد گازره، میهمانی دیوها، قهرمان، اوسنه، ترفند نویسنده اوسنه، شخصیت‌ها

خلاصه ماشینی:

"»3 وقتی راوی دوم(پیرمرد)می‌گوید که«دنبالم‌ راه افتاد»،ما درمی‌یابیم به جای آن‌که راوی دنبال‌ قهرمان برود،قهرمان قصه به دنبال او راه می‌افتد و این نشانگر ترفند دیگر نویسنده(جعفر توزنده‌ جانی)است که راوی را به رهبر و طراح حوادث‌ قصه و نیز به یکی از قهرمانان اصلی تبدیل می‌کند؛ زیرا او در همه موقعیت‌های قصه حضور دارد، همراه قهرمان اصلی به دیدار دیوها هم می‌رود و حتی شجاع‌تر و قهرمان‌تر از«محمد گازره»است و مدام او را به کنش وامی‌دارد: «گفتم:تو این‌جا نباید بخوابی،باید راه بیفتی‌ و بروی سراغ دیوها. گاه‌ دچار درنگ و تعلل می‌شود و راوی از طریق‌ «فلاش‌بک»های مناسب یا اشاره به«بی‌بی»و قصه‌های او،همانند یک فیلم سینمایی،همه‌ در این قصه، هیچ‌کدام از شخصیت‌ها نمی‌توانند از چارچوب مرسوم و متداول قصه‌ که بخش جدایی‌ناپذیر زندگی واقعی‌شان است، بیرون بروند چنین قصه‌ای برای گروه سنی«نوجوان» مناسب است اما به سبب جامعیت و چندگانگی روایت‌ها،حتی بزرگسالان نیز از خواندن آن لذت می‌برند. این‌جا برجستگی و ویژگی‌ «زبان و چگونگی روایت»علاوه بر نویسنده‌ کتاب،به راوی قصه اصلی(پیرمرد)هم ارتباط دارد و اگر این دو را یکی بدانیم(دراصل هم‌ همین‌طور است)،در آن صورت به مهارت و سبک هنری نویسنده،در شیوه بیان روایت و پردازش حوادث و شکل‌گیری قصه،پی می‌بریم. این اثر،روایتی خطی و یکسان ندارد،بلکه از «روایت منقطع و پاره‌پاره»حتی بازگشت و رجوع‌ به روایات دیگر تبعیت می‌کند و چون اغلب روایات‌ فرعی هم،مبنایی واقعی دارند،ذکر آن‌ها برای‌ القای«همامیزی»،«هم‌سنخی»و«هم‌گونگی» افسانه و واقعیت و نیز تعمیق محتوای اصلی قصه، مناسب است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.