Skip to main content
فهرست مقالات

همراه جویبار زلال افسانه ها

نویسنده:

(4 صفحه - از 37 تا 40)

کلید واژه های ماشینی : افسانه‌ها، دیوها، محمد گازره، داستان، خیال، کتاب، آدم، انسان، ترس، مردم

خلاصه ماشینی: "وسط راه هواه کاملا تاریک شده بود، در افسانه،چه جذبه‌ای پنهان و چه شهدی‌ جاری است که انسان تا بدین اندازه به آن‌ علاقه نشان می‌دهد؟پاسخ این پرسش، در ویژگی‌های روانی انسان نهفته است پرداخت نو از افسانه‌ها،یکی دیگر از رویکردهایی است که گرچه سابقه‌ای دیرینه دارد، به دلیل تنوعی که شکل ارائه آن‌ می‌تواند داشته باشد،هم‌چنان‌ مورد توجه نویسندگان است چراغ‌های ماشین روشن بود و داشتم روی جاده‌ خاکی می‌راندم که یک دفعه دیدم گورخری از وسط جاده گذشت. » گفت:«ول کن بابا؛تو هم با این اوسنه هایت» ساختار تودرتو راوی قصه به اقتضای حوادث،هرجا که‌ مناسب می‌بیند،پای واقعه‌ای دیگر را به میان‌ می‌کشد و داستان را از یک‌نواختی بیرون می‌آورد و جانی تازه به داستان می‌دهد: «یک دفعه دیدم پرنده‌ای در آسمان،درست‌ بالای سرم می‌چرخد. خاستگاه افسانه‌ها ریشه افسانه‌ها،وقایع و حوادث زندگی مردم‌ است که با ذوق هنری و قوه تخیل آن‌ها در آمیخته‌ است: «روز اولی که مردم صداری خرناسه‌های قربان‌ دیو را شنیدند،خیال کردند جانوری عجیب و غریب‌ پیدا شده،صدای نفیرهایش ر از پایین ده شنیده‌ می‌شد. » (ص 50) دیوها نه تنها از لحاظ قیافه و ظاهر،قد و قامت‌ و شکل و شمایل،شبیه انسان‌ها هستند،بلکه از لحاظ خلق‌وخو منش و روش نیز بسیار شبیه‌ آدم‌ها هستند و نویسنده با این قیاس،می‌خواهد وجه تمایز انسان و دیو را نه در هیأت ظاهری،بلکه‌ در خصایل انسان جست‌وجو کند: «دیوها را که می‌دیدم،فکر می‌کردم چقدر شبیه ده بالایی‌ها هستند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.