Skip to main content
فهرست مقالات

می ترسم ولی وحشت نمی کنم

نویسنده:

(3 صفحه - از 80 تا 82)

خلاصه ماشینی:

"و شاید یک علت عمده که بزرگ‌ترها می‌کوشند کودکان و نوجوانان را از چیزهای ترس‌آور وحشت‌زا دور کنند،تجربه‌های ناخوشایندی‌ باشد که خود نسبت به ترس‌ها و اضطراب‌های گوناگون،هنوز در روح و روان‌شان دارند و نمی‌خواهند کودکان آن‌ها نیز این تجربه‌های ناخوشایند را تجربه کنند. »4 به پیروی از این نظر،در چند دههء اخیر،در کتاب‌های داستان کودک و نوجوان، موضوعاتی دستمایهء داستان قرار گرفته که به‌طور واضح و آشکار،صحنه‌های ترس و خشونت را به نمایش می‌گذارند و قهرمانان کودک و نوجوان خود را در عرصه رویارویی‌ و مقابله با حوادث و اتفاقاتی قرار می‌دهند که گاه موجب تعجب صاحب‌نظران و خوانندگان می‌شود. کودک یا نوجوان،هنگام خواندن‌ داستان یا دیدن فیلم واقع‌گرا،احتمالا پیش خود می‌اندیشد شاید روزی چنین اتفاقی‌ برای او رخ دهد و در آن صورت،چه باید کرد؟داستان‌هایی که مبتنی بر درون‌مایه‌هایی‌ هم‌چون مرگ یا جدایی والدین،از دست دادن خواهر یا برادر،نقص عضو در کودک یا یکی از اطرافیانش و حوادث طبیعی مانند زلزله،رعد و برق،سیل و غیره هستند. کودک یا نوجوان، هنگام خواندن داستان یا دیدن فیلم واقع‌گرا، احتمالا پیش خود می‌اندیشید شاید روزی چنین اتفاقی برای او رخ دهد و در آن صورت،چه باید کرد؟ مرحله اول راهنمایی «پدر گفت:اگر کارها را درست انجام بدهی بی‌خودی برای خودت کار بیشتر درست نمی‌کنی. شخصیت‌ها،ملموس و طبیعی‌اند و گفت‌وگوی بین شخصیت‌های داستانی،کاملا رئال و ملموس است و هنگام خواندن آن‌ها،خواننده با خود نمی‌گوید که‌ «هیچ‌کس این‌جور مواقع،این‌طوری نمی‌گوید!» در این داستان نیز جفت‌های متضاد دوتایی را به خوبی می‌توان‌ دید: «ترس و شجاعت،جدایی و پیوند،تنفر و عشق،تشویش و اضطراب و آرامش،بیماری(صدمه و جراحت برداشتن)و بهبودی و بازیافت نیروی از دست رفته."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.