Skip to main content
فهرست مقالات

آن قیچی که طناب ها را برید

نویسنده:

(4 صفحه - از 83 تا 86)

خلاصه ماشینی:

"نقد و بررسی‌ آن قیچی که‌ طناب‌ها را برید سید نوید سید علی اکبر عنوان کتاب:تصویر ایوان نویسنده:پائولا فاکس مترجم:شهلا طهماسبی ناشر:نشر آفرینگان نوبت چاپ:اول 1382 شمارگان:1650 نسخه تعداد صفحات:140 صفحه بها:900 تومان برای شروع این بررسی،فکر می‌کنم اول باید شناختی دقیق و جزئی از شخصیت‌های داستان‌ بدهم. برای همین کم حرفی‌ است که ایوان هیچ شناختی از او به دست نمی‌آورد ایوان در این فضای بسته یک زندانی یا شاید یک حیوان خانگی دوست داشتنی است‌ که با طناب بسته شده و سر طناب،در دست یک آدم بزرگ است‌ ممکن است علت این دوری و جدا افتادگی، زندگی مدرن شهری باشد که روابط خانوادگی را از بین می‌برد و انسان‌ها را به ماشین‌هایی بی‌احساس و فاقد روح تبدیل می‌کند؛ انسان‌هایی که بین آن‌ها فقط یک رابطهء شغلی‌ وجود دارد و همیشه هزارها سؤال در ذهنش است که جرأت‌ پرسیدن‌شان را ندارد. » پسرگ گفت:«مگر نباید شما به من بگویید کجا بنشینم؟»(صفحه 6) ایوان وقتی در این فضای آزاد قرار می‌گیرد و می‌تواند هرجور که دلش می‌خواهد باشد،دچار سردرگمی می‌شود. در حقیقت،ایوان خود سورتمه است و سربازهایی که فرمان ایست می‌دهند،همان آدم‌ بزرگ‌های طناب دارند و کسانی که با ایوان از این‌ مرز رد می‌شوند و برای این کار یاری‌اش می‌کنند و پائولا فاکس در طول داستان،می‌کوشد تمام شخصیت‌هایش را با ترفندی به این سورتمه متصل کند و آن‌ها را چون دانه‌های تسبیح،با این نخ به هم پیوند دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.