Skip to main content
فهرست مقالات

دنیا از نگاه اشیاء

نویسنده:

(3 صفحه - از 30 تا 32)

کلید واژه های ماشینی : مداد، داستان، میز، کودک، صندلی، سینی، گلدان، جمله، قهوه‌ای، کتاب

خلاصه ماشینی: "زیرا میز دربرابر جثه کوچک‌ پاک‌کن می‌تاند به صورت دیوار بزرگ جلوه کند،اما آیا یک‌ میز در برابر یک انسان(راوی)باز هم یک دیوار بزرگ‌ قهوه‌ای رنگ است؟از طرفی در ادامه داستان،نویسنده‌ تختخواب را که بزرگتر از میز است به اسم واقعی خود می‌خواند،پس چه لزومی‌دارد که برای میز از عبارت دیوار بزرگ قهوه‌ای استفاده شود؟ «[میز]یاد روزهایی افتاد که درخت تناوری بود و آدمها زیر سایه‌اش می‌نشستند»(ص 10)از کجام علوم که جنس‌ میز از فلز یا چیز دیگری غیر از چوب نباشد؟آیا تنهای اشاره به‌ رنگ قهوه‌ای می‌تواند جنس میز را هم تعیین کند؟ میز خطاب به پاک‌کن می‌گوید:«من خوب می‌دانم تو چه حالی داری؟»(ص 11)آیا پیش از این،پاک کن شکایتی‌ کرده یا درباره خودش حرفی زده که باعث آگاهی میز از وضعیت او شده است؟ وقتی‌[پاک‌کن‌]قل خورد و از زیز میز بیرون آمد،میز هنوز داشت غر می‌زد. آیا کار برد مفاهیمی از قبیل«نخستین نگاه»،«نخستین آشنا»و «نخستین کلمه»در ادبیات کودکان مناسب است؟کودکی‌ که مجهولات زیادی در ذهن دارد و عالم رویا و تخیل سیر می‌کند،چگونه می‌تواند این واقعیات را که مختص دنیای‌ بزرگسالان است درک کند؟در برخورد پاک‌کن و گلدان،آیا گلدان قصد کمک کردن به پاک کن را دارد یا با خودخواهی به‌ فکر خودش است؟گلدان به پاک‌کن می‌گوید:«اگر روی من‌ بایستی فکر می‌کنند که یک گیاه در من رشد کرده است. مداد گفت:«می‌دانی برای ما مدادها دوست‌شدن با یک‌ پاک‌کن مثل نزدیک شدن به مرگ است؟»(ص 31)مگر پاک‌کن از مداد خواسته بود با اودوست شود که مداد این‌ جواب را داده است؟ «لحظه یافتن آنچه دنبالش می‌گردی،لذت‌ بخش‌ترین لحظه زندگی است اما بعدش دیگر هیچ»(ص‌ 33)اولا مضمون این جمله ربطی به داستان ندارد،زیرا پاک‌کن از ترس فرار کرده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.