Skip to main content
فهرست مقالات

تعطیلی باران و خطر خشکسالی

نویسنده:

مصاحبه شونده:

(3 صفحه - از 14 تا 16)

خلاصه ماشینی:

"برای سازمانی به بزرگی و وسعت اوقاف و امور خیریه، درآوردن یک نشریه،آن هم ماهنامه که با فاصله یک ماه و گاهی‌ هم چهل روز منتشر می‌شود،هزینه‌ها این قدر سنگین بود که‌ نتوانستند تقبل کنند؟ -لابد بوده که نتوانسته‌اند. یعنی ابتدا فقط موضوع هزینه‌ها و سوبسید بود و خوب،اوقاف هم وظیفه‌اش این نیست که برای بچه‌ها مجله‌ منتشر کند. بخش جدیدی در مجله داشت شروع می‌شد که‌ مسؤولیت آن بخش،قرار بود با بچه‌ها باشد؛حتی سردبیری‌ آن،این جمع هفده،هجده نفری که از پنج،شش ماه قبل کار خود را شروع کرده بود،بسیار ذوق‌زده و خوشحال بود و یکی از ضرباتی که بر من و این بچه‌ها وارد آمد،همین تعطیلی مجله‌ بود و واقعا نمی‌دانستیم چطور به آن‌ها بگویم که این تولد قرار است به مجلس ختم باران تبدیل شود. می‌بینید که بعد از چند وقتی که‌ از تعطیلی مجله می‌گذرد،ما هنوز این اتاق را به همان شکل‌ نگه داشته‌ایم و دل‌مان به نامه‌هایی که از بچه‌ها می‌رسد، خوش است. آقای‌ کیومرث صابری،گل‌آقا،وقتی آقای خسروی را دید،خیلی‌ ناراحت شد و گفت چرا باران را تعطیل کردید؟آقای نظام‌زاده، سرپرست اداره اوقاف در شیراز،درباره وقف سخنرانی می‌کردند که مسائلی مثل وقف را باید وارد کتاب‌های درسی کنیم و روی‌ آنها کار کنیم. چون من‌ با آقای خسروی،از قبل آشنا بودم و ایشان سلیقه مرا می‌شناخت،مشکلی نداشتیم و به ایشان گفتم که من به این‌ شکل کار می‌کنم،فقط با این عنوان که مجله کاملا قرآنی‌ با شد،خیلی موافق نیستم؛چون فکر می‌کنم نمی‌تواند خیلی‌ موفق باشد. ما در شماره عیدمان‌ یک تعداد از نامه‌های بچه‌های مناطق محروم را چاپ کردیم‌ که اتفاقا یکی از این نامه‌ها برای خود آقای خاتمی بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.