Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: اولدوز یعنی ستاره

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : کلاغ‌ها، اولدوز، زن، یاشار، ننه کلاغ، اولدوز و کلاغ‌ها، زن‌بابا، آقا کلاغه، داستان، آقا کلاغ

خلاصه ماشینی:

"یاشار هم پیدایش می‌شود که یک روزی که اولدوز بالای پشت‌بام رفته تا به‌ ننه کلاغ پستانکی تحفه بدهد که ببرد برای بچه‌هاش،که زن بابا صدایش کرد. واقعا اگر اولدوز تنها نبود،می‌توانست با ننه کلاغ حرف بزند؟ دوگانگی:(کلاغ اولین راهنمای انسان،کلاغ اولین گناه پنهان‌شده) وقتی قابیل با سنگ فرق هابیل را شکافته بود و از ترس و گناه در میدان خالی‌ جهان که آن‌ها را رد مرکز توجه جنبندگان و جمادات عالم قرار می‌داد،نشسته بود،کلاغ‌ پیام‌آور کندن زمین شد. و همه امید اولدوز به یاشار بود که بیاید و آقا کلاغه را برای پرواز ببرد. آمده بود دنبال اولدوز و به او گفت که باید تور محکمی ببافد تا کلاغ‌ها باور کنند آن‌ها تنبل و بی‌کاره نیستند و دوم این که الدوز بنشیند توی تور و کلاغ‌ها بلندش‌ کنند و ببرند به شهر خودشان. خصوصیاتی که هرچند خلاقیتی را در کودک سبب نمی‌شود و تخیل او را درگیر ساختن خصایلی متفاوت‌ برای کلاغ‌ها نمی‌سازد، اما هم ذات پنداریش را برمی‌انگیزد ما کلاغ‌ها دوست نداریم‌ که کسی خانه و زندگی و دوستانش را بگذارد و فرار کند که خودش آسوده زندگی کند و از دیگران خبری نداشته باشد زن‌بابا و بابای اولدوز عصبانی 0بودند و به کلاغ‌ها فحش می‌داند،یک روز هم زن‌بابا پشم‌هایی را که کلاغ‌ها بین سنگ‌ها روی پشت‌بام جمع کرده بودند،پیدا کرد. باز هم لذت پنهانی که همیشه بعد از خواندن اولدوز و کلاغ‌ها در من به وجود می‌آید،سر بیرون آورده و به جای حرف زدن از خشونت زندگی،صدایش را روی داستان‌های بی‌خاصیت کودک امروزی بلند می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.