Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: وقتی خدا از پادشاهی خسته شد

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : خدا، کودک، نامه‌های بچه‌ها به خدا، انسان، شهود، غیب، کتاب، شبان، حس، فاصله

خلاصه ماشینی:

"اما کودک هوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست و مثل دوست‌ها و همبازی‌ها و عروسک‌هایش با خدا حرف می‌زند و می‌پرسد: «راستی خدا بند کفش‌هایش را چه‌جوری‌ می‌بندد؟»1 کنار هم که بچینید این پرسش‌های‌ کودکانه را از خداوند و پاسخ‌های فیلسوفانه یا به‌ اصطلاح عابدانه را از بزرگ‌ترهایش در کتاب‌ «خدا بند کفش‌هایش را چگونه می‌بندد؟»،بیشتر به تفاوت کیفی و درونی خدایی که کودک به‌ شهود فطری خود درک می‌کند،با خدایی که‌ آدم بزرگ‌ها می‌فهمند،پی می‌برید،کودک از «بند کفش‌هایش»می‌پرسد،همان مشکلی که‌ خودش هر روز با آن سروکار دارد و پدر از ترس‌ کفرگویی جواب‌های پرت‌وپلا می‌دهد:«به‌ فرمان او آسمان و زمین درست شدند و با نفس او ستاره‌ها جای خود را پیدا کردند. گو این‌که عاقبت،آن‌چه را خودش می‌خواهد، می‌فهمد:«پس خدا بلد است که چه‌جوری بند کفش‌هایش را ببندد!» در کتاب«نامه‌های بچه‌ها به خدا»پای‌ بزرگ‌ترها حذف شده است و دیگر حضور بزرگ‌تر (های کاتولیک،بلانسبت بزرگ‌ترهای محترم‌ ما)هم‌چون یک بختک آموزشگر،بر ذهنیت‌ سیال و بی‌مرز کودک سایه نمی‌اندازد تا او را با اکراه به ناکجایی رهنمون شود و نشانش دهد که... همین درک کودکانه حکیمانه غریزی از معنا و غیب است که می‌تواند در بحران‌های سنگین‌ زندگی،بحران‌های عقلی و اخلاقی و اجتماعی، همراه و همگام انسان باشد تا هم‌چون یک‌ نامه‌های کوچک و یکی دو خطی بچه‌ها،با آن همه غلط دیکته‌ای و رعایت نکردن قواعد بازی‌ بزرگان،پاک می‌کند تمامی خطهای فاصله را که بین تو و او کشیده‌اند و چراغ‌های رابطه را از نو روشن می‌سازد «رفیق اعلی»او را از پیچ‌وخم‌های هولناک‌ سرآسیمگی و پوچی و تنهایی نجات بخشد اگر بزرگسالان،به راستی،دغدغه حس معنوی و رشد معناجویی کودک و نوجوان را دارند،باید نگاه‌ نقادانه موسی‌واری به اعتقادات و عتاب‌ها و خطاب‌های خود بیندازند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.