Skip to main content
فهرست مقالات

من از تاریکی می ترسم

نویسنده:

(2 صفحه - از 40 تا 41)

خلاصه ماشینی:

"تنها اثر که زندگی امروز(زندگی تجربی،علمی و به‌ تعبیری مردن)اما می‌تواند بر آن بگذارد،کم رنگ‌ کردن این تجربه‌های مشترک است که خوشبختانه، با وجود کودکان،همواره از نو رنگ می‌گیرد و به‌ درخشش در می‌آید. خوشبختانه!چرا که این کهن‌ الگوها نشانه پیوند مشترک همه انسان‌ها در هر عصر و زمان و در هر مکان جغرافیای و در هر فرهنگی است و یکی از دلایل مهم وجود شباهت‌ فراوان دربین کودکان(به طور عام)،در همین‌ تجربه‌های ازلی و مشترک است. داستان غول تاریکی هم یکی از همین‌ تلاش‌هاست و این مقدمه،برای آن گفته شد که‌ گوشزد شود طرح موضوع تاریکی و ترس از آن،نه‌ تنها مناسب که ضروری است؛موضوعی عام که‌ هرگز کهنه نمی‌شود. برای مثال،شخصیت‌ اول داستان،یعنی آقا موشه‌ که بسیار ترسوست،بدون یاری گرفتن از هیچ عاملی‌ کمکی،ناگهان تصمیم می‌گیرد با غول تاریکی‌ روبه‌رو شود!این تصمیم جسورانه به نیروی کمکی‌ و یا اتفاقی پراهمیت و دگرگون ساز نیاز دارد که‌ متأسفانه،در این داستان چنین عامل و اتفاقی به‌ چشم نمی‌خورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.