Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و معرفی: یک عکس دسته جمعی

نویسنده:

(1 صفحه - از 69 تا 69)

خلاصه ماشینی:

"نقد و معرفی‌ یک عکس دسته جمعی دکتر پرویز علوی داستان با خواب دیدن سیما،دختری که یک پایش فلج است و با عصا راه‌ می‌رود شروع می‌شود. او مادربزرگ خود،بی‌بی را خواب می‌بیند که در حوض‌ افتاده است و به زیر آب می‌رود. سیما تصمیم خود را می‌گیرد و به خانه بی‌بی می‌رود. سیما که بی‌خبر، وارد خانه بی‌بی شده بود،دستش را دور گردن‌ بی‌بی حلقه کرد،گونه‌هایش را بوسید و گفت:« از کجا فهمیدی که منم بی‌بی‌جان؟»بی‌بی گفت:«از بوی خوبت». سیما لب‌هایش را به لپ‌های بی‌بی چسباند و گفت:«مادربزرگ؟ -چیه عزیزم؟ -راست است که آدم موقع سال تحویل،هر آرزویی بکند،به آن می‌رسد؟ -بله که می‌رسد. دیگر این‌که‌ خانه‌ام پر از گل نرگس باشد و سومین آرزو این‌که‌ این آخر عمری،یک عکس دسته جمعی با همه‌ بچه‌ها و نوه‌هایم بگیرم. سیما صورتش را به گوش بی‌بی نزدیک کرد و گفت:«بی‌بی،حالا با هم‌ یک عکس دسته جمعی می‌گیریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.