Skip to main content
فهرست مقالات

آنتروپی اجتماعی و نقش آن در توسعه فرهنگی

نویسنده:

(12 صفحه - از 57 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : آنتروپی، فرهنگی، توسعه، روستا، اجتماعی، جامعه، توسعه فرهنگی، شرط ورود پدیده‌های توسعه آفرین، پدیده‌های توسعه آفرین، نظم

علت عمده بروز آنتروپی‌های اجتماعی، تبادلات فرهنگی است که در دنیای امروز، در سایه پیشرفت پدیده ارتباطات، در ابعادی وسیع و با سرعتی دور از انتظار، گسترش می‌یابد. به دنبال هر گونه تبادل فرهنگی، آنتروپی‌هایی در سطح جامعه ایجاد می‌شود که تنها فرهنگ‌ها قادر به سامان بخشیدن به آن‌ها و رفع هر گونه اختلال و بی‌نظمی هستند. این تلاش برای برگرداندن نظم از دست رفته، فرهنگ‌ها را متحول‌تر و سازنده‌تر می‌کند. ولی چنان‌چه فرهنگ‌ها از توانایی لازم جهت برقراری تعادل برخوردار نباشند، مقدمات فروپاشی جوامع فراهم می‌شود. بنابراین محور اولیه هر گونه تغییر و تحولی، در فرهنگ جامعه‌ها قرار دارد و فرهنگ و تحول فرهنگی، اساس توسعه فرهنگی است. زیرا یکی از قانونمندی‌های ثابت توسعه این است که توسعه هرگز بدون وقوع تحول فرهنگی اتفاق نمی‌افتد و توسعه فرهنگی تنها در صورت ورود به ساختار اجتماعی ـ فرهنگی جامعه، جایگاه حقیقی خود را می‌یابد و شرط ورود پدیده‌های توسعه آفرین به درون ساختارهای اجتماعی یک جامعه، یافتن جایگاهی مناسب در فرهنگ آن جامعه است. در غیر این صورت به یک پدیده ضد توسعه تبدیل می‌شوند و اثرات سوئی به بار می‌آورند.این مقاله همچنین به اختصار، نتایج مطالعاتی را که به منظور بررسی نوع و میزان تأثیر بعضی از پدیده‌های توسعه آفرین، در دو نوع جامعه عشایری و روستایی ایران صورت گرفته، ارائه کرده و در پایان، قسمت عمده مشکلات و موانع موجود در این جوامع را، در فرهنگی نبودن توسعه، تلقی نموده است.

خلاصه ماشینی:

"این مقاله همچنین به اختصار، نتایج مطالعاتی را که به منظور بررسی نوع و میزان تأثیر بعضی از پدیده‌های توسعه آفرین، در دو نوع جامعه عشایری و روستایی ایران صورت گرفته، ارائه کرده و در پایان، قسمت عمده مشکلات و موانع موجود در این جوامع را، در فرهنگی نبودن توسعه، تلقی نموده است. بنابراین، استفاده از الگوی توسعه جامعه‌ای خاص، برای جامعه‌های دیگر، عمل معقولی نمی‌تواند باشد، زیرا اولین و شاید اساسی‌ترین حرکت برای به وجود آوردن یک توسعه پایدار و مطمئن، مطالعه دقیق و همه جانبه ساختارهای اجتماعی، فرهنگی جوامع است، تا به این ترتیب ابتدا جایگاه‌های لازم و حقیقی برای پدیده‌های توسعه آفرین شناسایی شود و سپس زمینه‌های لازم برای وارد کردن آن‌ها به درون این ساختارها فراهم گردد. زیرا تنها مطالعات فرهنگی و اجتماعی است که می‌تواند وجود جایگاه‌های حقیقی پدیده‌های توسعه آفرین را در درون ساخت اجتماعی، فرهنگی هر جامعه‌ای مشخص کند و در همین جا اهمیت مطالعات مردم شناسی یا به عبارت دیگر «فرهنگ شناسی» ـ به‌خصوص آن بخش از مردم‌شناسی که به مطالعه و بررسی سیر تحول فرهنگ جوامع می‌پردازد ـ آشکار می‌شود. بنابراین به جز جامعه عشایری نوع اول (ابتدایی) که خالی از هر گونه آنتروپی، به زندگی تقریبا یکنواخت و کم تحول خود ادامه می‌دهد، دو نوع جامعه دیگر، از نظر فرهنگی فاقد توان مقابله صحیح و اصولی برای به زانو درآوردن بی‌نظمی‌های یاد شده هستند و پدیده‌های «توسعه آفرین» عملا نتوانسته‌اند حتی در کوتاه‌مدت آن طور که باید و شاید، در راه پیشبرد توسعه، در این جوامع به کار آیند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.