Skip to main content
فهرست مقالات

خدا نکند که به بانک بروی! (مشتری ستیزی یا مشتری مداری؟)

گزارشگر:

(2 صفحه - از 52 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : بانک، مشتری، کارکنان بانک‌ها، برخورد بد کارکنان بانک‌ها، شعب بانک، خصوص برخورد کارکنان بانک، خدا، خصوص طرز برخورد کارکنان بانک‌ها، نرخ تورم، مشتری مداری

خلاصه ماشینی:

"بعد خیلی محترمانه‌ به او گفتم:در این ساعت صبح می‌توانستی خیلی بهتر جواب بدهی و حداقل مرا راهنمایی کنی،خدا به داد دیگران برسد که ظهر به شما مراجعه می‌کنند! *خانمی 48 ساله می‌گوید:برای واریز پول به‌ یکی از شعب بانک ملی مراجعه کردم. گفت:مشکل من نیست،من‌ می‌خواهم بروم نهار!به او گفتم:اتفاقا مشکل شما و شعبه شماست،زیرا وظیفه‌ات این است که به‌ مراجعه‌کننده پاسخ لازم را بدهی نه این‌که بگویی‌ مربوط به تو نیست. *آقایی 22 ساله-دانشجو:اول وقت‌ به یکی از شعب بانک ملی مراجعه کردم تا برای مادرم سفته خریداری کنم،ولی با کمال تعجب دیدم که کارمند بانک گفت:نداریم،تمام‌ کردیم. *آقایی 30 ساله درخصوص برخورد کارکنان‌ بانک می‌گوید:خدا نکند به بانک بروی و یک سوال بپرسی،خصوصا درمورد وام که‌ چندبار مثل توپ پاسکاری می‌شوی،آخر هم جواب درست و حسابی نمی‌دهند،اما بعد در روزنامه می‌خوانی که بانکی 200 میلیارد وام داد،درحالی‌که برای 400 یا 500 هزار تومان وام ازدواج باید کلی مدارک‌ و آشنا و..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.