Skip to main content
فهرست مقالات

فقر وجودی انسان در قرآن با رویکردی فلسفی- عرفانی

نویسنده:

(22 صفحه - از 139 تا 160)

کلیدواژه ها : کمال ،انسان ،وحی ،خدا ،فقر وجودی ،سلوک ،فناء ،وصال

کلید واژه های ماشینی : فقر ،عرفان ،قرآن ،انسان ،معرفت ،حکمت ،توحید ،ربط ،خدا ،شهود ،نظریه ،سلوک ،ذات ،عارفان ،عقل ،معلول ،کمال ،عین ،نفس ،عرفان به‌صورت عین ربط ،حافظ ،حق ،هستی ،مطلق ،غنی ،ملکوت ،قرآن کریم ،معرفت توحیدی و توحید معرفتی ،برهان ،حکمت و عرفان به‌صورت عین

نظریه«فقر وجودی»که در حکمت و عرفان به صورت عین ربط و نیاز بودن معلول به علت و ممکن به واجب یا«نمود»بودی ما سوای الهی و ظهور و تجلی«بود مطلق»آشکار شد ریشه در معارف وحیانی و قرآن کریم داشته و متعلق به«قرآن»است که به تدریج حکیمان الهی و عارفان صمدانی به دلایل آن پی برده‌اند.مقاله‌ای که پیش روی اصحاب حکمت و ارباب معرفت نهاده شد در صدد تبیین نظریه یاد شده در افق وحی و با رهیافتی حکمی-عرفانی است و ثمرات سلوکی فقر شناسی و فقر باوری در استکمال انسان را فرا روی مشتاقان کوی کمال و صراط سعادت قرار می‌دهد.امید است این نوشتار گامی به سوی حکمت قرآنی و اعتلای فهم خطاب محمدی(ص)قرار گیرد.

خلاصه ماشینی:

"نظریه«فقر وجودی»که فوق نظریه فقر حدوثی و«فقر ما هوی»است و بر«عین الربط»بودن و تشأن و ظهور هستی از ذات الهی دلالت دارد،ره آورد مکتب انبیاء الهی و ثمره سلوک قرآنی و عصاره معارف ناب اسلامی است چه این که خدای متعال در قرآن فرمود {/(و لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله)/}(بقره،115)یعنی همه عالم وجه الهی است و هستی مستقل و اصیل ندارد بلکه عین نیاز و ربط به حضرت حق و اعتباری محض است و در انسان شناسی معرفتی-سلوکی قرآن کریم نعت وجودی و وصف ذاتی انسان را«فقر محض و محض فقرمعرفتی می‌نماید آن گاه که می‌فرماید:{/(یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید)/}(فاطر،15)چه این که خالق نظریه«فقر وجودی»قرآن کریم است و اگر انسانی در اثر معرفت اصیل اسلامی و فهم والای قرآنی به مقام«فقر شناسی»،«فقر یابی»و«فقر باوری»خویشتن نایل آمد سالک کوی حق و مسافر کوی کمال مطلق خواهد شد چنان که حافظ سروده است: ظلمت از هستی است ور نه رهنوردان عدم#شمع جان خاموش ساختند و راهی شدند آری«ملکوت»عالم و آدم ربط صرف به مبدأ هستی و عین نیاز به ملکوت آفرین است چه این که فرمود:{/(بیده ملکوت کلی شیء و الیه ترجعون)/}(یس،83)یعنی جان عالم و باطن هر چیزی در دست قدرت مطلقه حق بلکه ملکوت عالم حضرت حق است و«شهود ملکوت»برای«انسان کامل» ممکن است چنان که اشاره شد:{/(و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین)/}(انعام،75)و«نظر عقلی»به باطن و ملکوت هستی برای«انسان متکامل»که تربیت یافته هدایت‌ها و حمایت‌های انسان کامل است نیز میسور خواهد بود و قرآن کریم فرا خوانی به چنین مرتبه‌ای از معرفت نموده است:{/(او لم ینظروا فی ملک السموات)/}(اعراف،185)و این نظر،نظر متا فیزیکی و عقلی است نه نظر فیزیکی و حسی(جوادی آملی،1381،ص 44-42)و به تعبیر علامه طباطبایی:«و جعل الملکوت بیده تعالی للدلالة علی انه متسلط علیها لا نصیب فیها لغیره» (طباطبایی،بی‌تا،ص 116)حال اگر انسانی اهل معرفت و سلوک یا آگاهی باطنی و آزادگی ذاتی باشد توان مندی شهود خدای سبحان در باطن عالم و جان خویشتن را داراست و«دانایی»او به«دارایی»و معرفت حصولی او به معرفت شهودی و حضوری تبدیل خواهد شد که علی(ع)فرمود:«طهروا انفسکم عن انس الشهوات تدرکوا رفیع الدرجات» آری فهم و شهود و ادراک و اشراق نظریه«فقر وجودی»قرآن کریم که زیر بنای حکمت متعالیه صدرایی در عین الربط دانستن معلول به علت و ممکن به واجب و بنیان و بن مایه نظریه«بود و نمود» عارفان الهی و«وحدت وجود»عرفانی در عرفان ناب اسلامی شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.