Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: در باب اقتدار طنز پسامدرن

نویسنده:

(8 صفحه - از 49 تا 56)

خلاصه ماشینی:

"مگرنه این است که‌ از آغاز غول‌ها،بی‌شاخ و با شاخ،نشانه‌های تجسم‌ یافتهء نیمه خبیث درون انسان‌ها هستند که به‌ شکلی بیرونی عینیت یافته‌اند؟در گذشت، آدمیزاد از طریق افسون،افسانه،داستان،شعر، اساطیر،هنر،جادو و مذهب غول‌ها و دیوها و هیولاهای درون و بیرون را می‌گرفت و در شیشه‌ می‌کرد،اما اکنون،در وضعیت پسامدرن جهان و انسان معاصر،مقولات معنوی و هنری و فرهنگی‌ -از جمله داستان‌ها و قصه‌ها-دیگر استحاله‌گر نیستند،بلکه خود استحاله شونده‌اند،خود غول‌ها را از شیشه‌ها آزاد می‌کنند و خود با کاربست خرد و تکنولوژی مدرن(مثلا در هنر سینمای هالیوود یا در ادبیات دینی بنیادگرا)،غول‌های وحشتناک‌ نابودگر جهان‌خوار مهارناپذیری می‌آفرینند که‌ غول‌های اساطیری،کاریکاتور این‌ها هم‌ نمی‌شوند. مثلا در این داستان غیر معمولی،غول‌ بیابانی به شدت از هنر مدرن متأثر می‌شود و ساعت‌ها اشک می‌ریزد،اما هم‌چنان غول‌ بیابانی باقی می‌ماند و سرانجام،نویسنده را به‌ عنوان«خوشمزه‌ترین شام تمام عمرش»،یک‌ لقمه چپ می‌کند: «شاعر جوان بهترین و متحول‌کننده‌ترین‌ شعرهایش را با صدای خوش خواند،خواند تا ساعت‌ها گذشت... واقعیت هولناکی که طنز با این شیرینی‌ زهرناک،آن را نشان می‌دهد،این است که جهان‌ فراصنعتی ما به جایی رسیده است که دیگر کاری‌ از ادبیات و هنر و فرهنگ برنمی‌آید،جز ایجاد تأثر و تبدیل شدن انسان به یک غذای لذید برای‌ تداوم زندگی غولانهء تمدن مدرنی که در نهایت، همه معناها و معنویت‌های هستی را به‌ بی‌معنایی‌های متکثر و کالاهای قابل خرید و فروش تجاری تقلیل داده است. متن خواننده را فریب می‌دهد،اما تصویر پرده از این فریب تو خالی‌ برمی‌دارد و نشان می‌دهد که ممکن است هنر به‌ جنگل راه باز کند و شیر هم شاعر بشود،اما از درندگی خود فاصله‌ نمی‌گیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.