Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: مهر و مروارید

نویسنده:

(5 صفحه - از 46 تا 50)

خلاصه ماشینی:

"برای‌ مثال،بارها«کهور»را که جوانی سیاه‌پوست و لاغر است،با جوجه اردک زشت مقایسه می‌کند تا نشان دهد که مردم با«کهور»،همان رفتاری‌ را می‌کنند که جوجه اردک‌ها با جوجه اردک‌ زشت کرده‌اند: «اردکها او را نوک زدند و گفتند،«از این‌جا برو!»و حالا چند سؤال:آیا اهالی روستای بندر ملو،حق داشتند با«کهور»و«حزبا»این‌طور برخورد کنند؟»(صفحه 45) ارتباط دادن قصه‌ای ایرانی به قصه‌های‌ خارجی معروف،مقایسه شخصیت‌های آن با شخصیت‌های همان قصه‌ها و شخصیت‌های‌ واقعی را به قهرمانان افسانه‌ای تبدیل کردن، شکستن مرز واقعیت و خیال و حتی ترکیب قصه‌ با عنصر«خواب»،ترفندهای خلاقانه»جمشید خانیان»را برای ما آشکار می‌کند و نشان می‌دهد نویسنده،هم قصه را به راویان مختلف نسبت‌ می‌دهد،هم آن را در دو زمان حال و گذشته‌ روایت می‌کند. در همان حال،احساس شگفتی‌اش را از رفتن به‌ چنین سفری بیان می‌کندو بعد از مدتی،«تیک» سوم را برای برانگیختن و کنجکاو کردن ذهن ما می‌زند:«درست مثل یک رؤیای باورنکردنی!» (صفحه 12) راوی در همه‌چیز دقیق می‌شود و ذهنش را گنجینه اطلاعات و دانسته‌ها کرده است. »(صفحه 34) از همان آغاز کتاب،نویسنده قهرمان قصه‌ تخیلی‌اش را به صورت آدم‌های واقعی و بیرون‌ از قصه معرفی می‌کند تا ما وقایعی را که به‌ زندگی دو نسل مربوط می‌شود،در قالب قصه‌ «قلب زیبای بابور»باور کنیم:«با این‌که دیگر بابور،آن بابور پسربچه داستانی که شنیده بودم، نبود و خیلی پیر شده بود،اما خود او بود. بخی از این روابط علت و معلولی،مربوط می‌شود به حوادث قبل از آغاز قصه«قلب زیبای بابور»که ما از روی تأثیرات‌ شان،به وجود آن‌ها پی می‌بریم؛مثلا می‌فهمیم که علت شکل‌گیری شخصیت‌ راوی،خواندن قصه‌های زیاد و گوناگون بوده‌ است و همین باعث شده که هنگام روایت، آن‌ها را در قصه دخالت دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.