Skip to main content
فهرست مقالات

ممیز همیشه امضایش را وسط کار می گذاشت/ گزارش چهلمین نشست نقد آثار تصویری

گزارشگر:

مصاحبه شونده:

(15 صفحه - از 16 تا 30)

کلید واژه های ماشینی : ممیز، تصویر، مرتضی ممیز، کلانتری، کودکان، نقاشی، کارهای آقای ممیز، کتاب، تصویرگری، گرافیک، رنگ، استاد آقای مرتضی ممیز، استاد، صحبت، آثار آقای مرتضی ممیز، کار، فکر، کتاب‌های آقای ممیز، داستان، قصه‌های، نگاه، تصویرگری کتاب‌های کودکان، نشست نقد آثار تصویری، ممنون، خوب، کارهای آقای ممیز طیف رنگی، تصویر بعدی عکس آقای ممیز، آثار، عنوان بررسی آثار مرتضی ممیز، تصویر بعدی از کتاب

خلاصه ماشینی: "من به‌ موهای سفید آقای زرین کلک،آقای کلانتری و خودم نگاه می‌کنم و می‌بینم چیزی بیشتر از پنجاه‌ سال از زمانی گذشته که ما با این فکر که بچه‌های‌ این سرزمین،نیاز به کتاب‌های خاص خودشان‌ دارند،به نوعی درگیر این کار شدیم و هنوز هم‌ درگیرش هستیم. مرتضی خیلی شلوغ بود و بعد از پنج-شش ماه که از دانشکده گذشته بود،یک روز ممیز آمد به من گفت که من جایی کار می‌کنم که دفتر آقای بهرامی بود. مرتضی ممیز در پردازش چهره‌ این‌ها،ین نقاشان مکتب کمال الملک که سهل است،عین خود نقاشان دوره«رنسانس»با دقت صورت این‌ها را کشیده‌ و من یقین دارم وقتی آقای حیدریان عکس خودش را دیده،قند در دلش آب شده و ایمان آورده به استادی این شاگرد جسور و نوآور که این‌قدر دقیق،پرترهء او را نقاشی کرده و همین‌طور بقیه را. کلانتری:البته این سلیقهء شخصی بنده است،اما از میان کارهایی که ممیز کرده بود،جلد کتاب گیل‌گمش،یعنی‌ نقشی که برای گیل‌گمش کار کرده،خیلی به نظر من استادانه است. اکرمی:خانم حدادی،آیا می‌خواهید چیزی راجع به آقای ممیز بگویید؟ هدی حدادی:حس تاریخی این تصاویر خیلی جالب است. فریبا زرین‌قلم:می‌خواستم ببینم میان دوستان،کسانی هستند که به عنوان مخاطبان آن زمان کتاب‌هایی که آقای ممیز تصویرگری کردند،به ما بگویند چه احساسی نیست به این تصویرها داشتند و چه در ذهن‌شان مانده؟چه فرقی با کتاب‌های دیگر برای‌شان داشته؟ اکرمی:یادم هست که از مدرسه‌ای بچه‌ها را آورده بودند به‌ کتابخانهء کانون پرورش و من خودم عضو کتابخانه بودم و خانم‌ کتابدار نبود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.