Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: این بار لاک پشت پرنده، زنده ماند

نویسنده:

(3 صفحه - از 46 تا 48)

خلاصه ماشینی:

"شاعر در معرفی و پرداخت شخصیت لاک‌پشت» موفق بوده است؛به گونه‌ای که مخاطب از خلال ابیات‌ شعر،لاک‌پشت را که موجودی پرحرف،نادان و بی‌احتیاط است،به خوبی می‌شناسد: ناصر کشاورز این‌بار قصهء لاک‌پشت و مرغابی‌ها را با شکلی متفاوت به نظم کشیده است‌ او پایان ماجرا را به گونه‌ای طنزآمیز و شیرین تغییر داده است؛ پایانی که دیگر ذهن هیچ کودکی را نخواهد آزرد گاهی اگر یک رهگذر از او سؤالی ساده داشت‌ توی زبان و لاک خود صد تا جواب آماده داشت * تنها که می‌شد با خودش‌ هی حرف می‌زد زیر لب‌ تا این که او شد کم کمک‌ حاضر جواب و بی‌ادب ابتکاری که شاعر در این داستان به خرج داده،این‌ است که با وارد کردن یک شخصیت جدید به مجموعه‌ شخصیت‌های داستان،پایان آن را به گونه‌ای طنزآمیز و شیرین تغییر می‌دهد و آن خرسی است که با تن‌ پرموی خود،زیر درخت خوابیده و لاک‌پشت در سقوط مرگبار روی پشت خرس می‌افتد و از هلاکت رهایی‌ می‌یابد: از جا پرید آن خرس و دید نه اتفاقی،ساده است‌ یک لاک‌پشت کوچک از روی درخت افتاده است! به نظر می‌رسد او همان کلاغ آشنای قصه‌هاست که در پایان‌ تمام قصه‌ها،به خانه‌اش نمی‌رسد: آری کلاغ قصه هم‌ مانند آن‌ها شاد بود مثل تمام صیدها دلگیر از صیاد بود عناصر شعری در داستان طوقی،کم‌رنگ هستند و در سراسر کتاب،شاید فقط به یک مورد تشبیه‌ بر می‌خوریم: آن موش با دقت برید از پای هریک بند را بر روی نوک‌هاشان نشاند گل‌هایی از لبخند را نکتهء دیگر این که در برخی از ابیات این جلد،به‌ کلماتی بر می‌خوریم که شاید در دایرهء واژگانی مخاطب‌ این کتاب نگنجد و شاید شاعر ناگزیر از کاربرد آن‌ها بوده است؛مانند کلمات«توبره»،«محال»در ابیات‌ ذیل: صیاد مقداری طناب‌ بیرون کشید از توبره‌ با دقت آن‌ها را به هم‌ با دست خود می‌زد گره..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.