Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: فرصتی سرشار از تازگی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : کودک، شعر، شاعر، مخاطب، زبان محاوره، زبان، شعر کودک، مادر، حرف‌های چرخ‌خیاطی، تصاویر

خلاصه ماشینی:

"تکرار حرف«ز»به عنوان حرف آخر قافیه،موسیقی متناسب با مفهوم و مقصود شاعر را به ذهن متبادر می‌کند: همیشه چرخ خیاطی به مامان حرف می‌زنه صداش کلفته اما من فکر می‌کنم که او زنه مامان می‌گه که چرخ من رفیق خوب و نازمه پیر شده اما هنوزم یه تیکه از جهازمه کودکان حس تملک خاصی نسبت به داشته‌های‌ خود و نزدیکان‌شان دارند،و شعر دامن،بهانه شاعر برای‌ سرایش این اثر و پرداختن به این حس است؛حسی که در کودکی اکثر ما جریان داشته است و ما هم به خوبی آن‌ را درک می‌کنیم. هم‌چنین طنز جالب شعر در پایان اثر،ناخودآگاه خنده را برلب مخاطب می‌آورد: یادگاری شو مامان می‌بوسه بو می‌کشه از ته دل چند تا آه برای او می‌کشه مادربزرگ مامان خیلی ساله که مرده یه لنگه جوراب شو با خودش نبرده متأسفانه در مصرع آخر،خلأ وزنی وجود دارد که‌ نمی‌دانم باید آن را نتیجهء سهل‌انگاری شاعر دانست یا ناشر؟!این مشکل با آوردن کله‌ای مثل«اون»قابل‌ اصلاح است. الف:نقاط قوت در ساختار این دو اثر: -بهره‌گیری از خیال در محدودهء تجربیات ذهنی‌ کودک در گروه سنی«الف»و استفاده از تصاویر زیبا: جورا بارو مامانی مثل یه موش می‌گیره می‌شوره و روی بند می‌چسبونه باگیره (شعر جوراب‌های من) موسیقی درونی و بیرون روان در هر دو اثر؛به خصوص‌ در شعر گربه: یه وقتایی گربه‌هه می‌آد خونه با دوستاش از او همه آب نبات فقط می‌مونه پوستاش ب:بررسی نقاط مثبتی که در رویکرد محتوایی این دو اثر به چشم می‌خورد: در جوراب‌های من همذات پنداری جالبی بین کودک و جوراب‌هایش برقرار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.