Skip to main content
فهرست مقالات

آثار حقوقی واگذاری عضو انسان مرده یا مبتلا به مرگ مغزی

نویسنده:

(22 صفحه - از 50 تا 71)

کلیدواژه ها : وصیت ،جسد ،مرگ مغزی ،واگذاری عضو ،ولی میت

کلید واژه های ماشینی : واگذاری اعضای بدن شخص فوت‌شده ،وصیت ،اعضای بدن ،جسد ،حق ،انسان ،احترام ،مرگ مغزی ،پیوند اعضا ،پزشکان ،حالت حفظ حیات فرد زنده ،حق معنوی احترام جسد انسان ،واگذاری اعضا ،واگذاری عضو انسان مرده ،حفظ حیات انسان زنده ،ضرورت حفظ حیات فرد زنده ،ضرورت حفظ حیات انسان زنده ،ضرورت ،اسلامی ،حق احترام جسد انسان متوفا ،ضرورت حفظ حیات ،اعضای میت ،قرار مجمع فقه اسلامی ،مال ،متوفا ،بشان ،الاعضاء ،مجمع فقه ،قانون پیوند اعضای اشخاص فوت‌شده ،بشان زرع الاعضاء

واگذاری اعضای بدن شخص فوت شده یا مبتلا به مرگ مغزی با حق معنوی احترام جسد انسان پس از مرگ ارتباط می‌یابد؛ اما نظر به این که یگانه راه استفاده از اعضای افراد فوت شده در اثر مرگ طبیعی فقط چند دقیقه پس از مرگ است و چون عملا از لحاظ علم پزشکی به طور معمول چنین امری مقدور نیست، پزشکان به مرگ مغزی توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند؛ حالتی که در آن اعضای بدن فقط دارای نوعی حیات نباتی هستند و مرکز اساسی کنترل بدن (مغز) از کار افتاده و تدبیر روح در بدن خاتمه یافته است. به دلیل سالم بودن سایر اعضای بدن افراد مبتلا به مرگ مغزی، به بانک پیوند اعضا معروف هستند. واگذاری اعضای بدن شخص فوت شده در قالب وصیت متوفا و اجازه وی قبل از مرگ میسر است، مگر در فرض ضرورت حفظ حیات مسلمان زنده دیگر که در حالت اخیر به وجود وصیتنامه نیازی نیست؛ چرا که در این حالت حفظ حیات فرد زنده مهم‌تر است و در حالت وجود وصیت نیز احترام معنوی جسد فرد، به اراده خود فرد در جهت امر عقلایی (پیوند عضو در بدن دیگری) ساقط می‌شود. در غیر دو حالت مذکور، متعدی به جسد بی‌جان آدمی با مقررات کیفری مواجه خواهد شد.

خلاصه ماشینی:

"چنان که گفته شده، از لحاظ حقوق کشور ما و موضع فقه امامیه و البته بر خلاف دیدگاه قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده رابطه انسان با ولی و ورثه وی رابطه خونی است، نه رابطه مالی و اموال انسان موضوع ارث است نه ابدان وی و حق احترام آدمی به صورت حق غیر مالی به بازماندگان منتقل نمی‌شود و آن‌ها هیچ صلاحیتی درباره تصمیم‌گیری در باب انتقال اعضای میت و متوفا به دیگران ندارند و در موضع ضرورت بدون نیاز به اخذ اذن و جلب موافقت ورثه می‌توان از اعضای میت جهت حفظ حیات دیگری استفاده کرد و جلب موافقت ولی میت افزون بر ادله مذکور به دلیل مصالح بر شمرده شده لازم نیست؛ البته شایان ذکر است که بدون وصیت متوفا نمی‌توان از اعضای وی در موضع ضرورت حفظ عضوی که حیات فرد زنده به آن وابسته نیست استفاده کرد؛ اما در موضع ضرورت حفظ حیات انسان زنده اعتراض متوفا در زمان حیات و ارقاب او بعد از مرگ نیز سودی نمی‌بخشد؛ چنان که با وجود وصیت، اعتراض اقارب به اجرای وصیت و تامین عضو سودی نمی‌بخشد؛ چرا که آن‌ها حقی بر جسد بی جان میت ندارند و به دلیل مال نبودن این جسد بی جان، تنفیذ یا عدم تنفیذ آنان ضرورتی ندارد؛ چنان که مطابق قواعد حقوق کیفری دیه جنایت بر مرده در امور خیریه مصرف می‌شود و ترکه متوفا و میراث بازماندگان به شمار نمی‌رود؛ البته مقدم بر امور خیریه اگر متوفا دیونی داشته باشد، ابتدا دیون مزبور پرداخت می‌شود (تبصره ماده 494 قانون مجازات اسلامی)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.