Skip to main content
فهرست مقالات

نقد مدرنیته

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"تجدد (مدرنیته) چیست که از سه قرن پیش چنین جایگاه بلندی در اندیشه و عمل ما داشته است و اینک محل بازپرسی، طرد و تعریف مجدد قرار دارد؟ اندیشه تجدد، در بلندپروازانه‌ترین روایت آن، پذیرش این است که انسان [هم ارز] همان چیزی است که انجام می‌دهد; و بر این مبنا باید تناسبی تنگاتنگ میان تولید، که با علم تقویت می‌شود، فن‌آوری یا دیوان‌سالاری، سازمان‌دهی جامعه، که با قانون قاعده‌مند می‌شود، و سامان‌دهی به زندگی شخصی، که از سودجویی و البته از میل به رهایی از الزامها جان مایه می‌گیرد، وجود داشته باشد. اما آیا آزادی سیاسی، بنا به تعریف آیزایا برلین، فقط یک آزادی منفی است؟ که به عدم امکان دستیابی به قدرت یا باقی ماندن بر آن، برخلاف میل اکثریت، تحویل می‌شود؟ خوشبختی آیا صرفا آزادی اعمال اراده و پی‌جویی امیال است؟ در یک کلام، آیا جامعه مدرن رو به سوی محو تمامی اشکال نظم و تمامی مبانی سازمان‌دهی گذاشته است، تا فقط [شامل] یک جریان درهم تغییرات و خطمشی‌های شخصی، نهادی یا سیاسی باشد که به وسیله قانون و قرارداد تنظیم می‌شود؟ لیبرالیستی تا این حد گشاده، دیگر هیچ اصلی برای حکومت، تمشیت‌یا تعلیم تعریف نمی‌کند. اما این آیا یک نقل و انتقال ساده در «جهان‌بینی‌ها» نیست که مبتنی بر اصول مذهبی یا سیاسی ثابت و بر جامعه‌ای بعد تاریخی (7) است، که در آن همه چیز، قدیم و جدید، اینجا و آنجا، بدون دعوی برتری، همزیستی می‌کنند؟ و این فرهنگ پست مدرن آیا ناتوان از ابداع نیست; و تا حد بازتابانیدن ابداعات دیگر فرهنگها، آنها که خود را حامل حقیقتی گمان می‌کرده‌اند، سقوط نکرده است؟ هرچه باشد، تجدد از قوی‌ترین پردازش آن تا نرم‌ترین و خاضعانه‌ترین روایت، وقتی که با تخریب نظم کهنه و موفقیت عقلانیت، اعم از عینی یا ابزاری، تعریف شد، نیروی رهایی‌بخش و خلاقیت‌خود را فرو نهاد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.