Skip to main content
فهرست مقالات

غزل

شاعر:

(1 صفحه - از 169 تا 169)

خلاصه ماشینی:

"اگر محققی‌ بخواهد امتیازات نژادی و سیاسی برای تحقیقات خود قائل شود مسلما شایستگی این مقام را نخواهند داشت بلکه از او باید یکدل و یک زبان مللی که موجد و مشعلدار این میراث بوده‌اند با کمال قدرشناسی تعظیم و تکریم کند. از این جهت من هم با کمال احترام بشما تعظیم و کردنش میکنم. آقای«بیتاب»شاعر معاصر افغان‌ غزل سر بصحرا زدن از بسکه دهد یاد مرا ساخت در فن جنون چشم تو استاد مرا خار خار غم عشقت بدلم تا جا کرد کس ندیده است بگلزار جهان شاد مرا گشت آب و گلم از آتش غم خاکستر این زمان کاش بکویش ببرد باد مرا یار شیرین پسرش بود بوقت مردن‌ کشته شیرینی جان کندن صیاد مرا دوستداران منمائید بشهرم تکلیف‌ هست صحرای جنون ملک خداداد مرا گوشمالی دهدم بسک فشار گردون‌ چون رباب است همین ناله و فریاد مرا در تموز آتش و در فصل زمستان یخ بود بهترین نعمت اگر چرخ نگون داد مرا هفت اندام من از درد قیامت دارد گوئیا عمر رسیده است بهفتاد مرا هستیم نیست بجز خرمن پوچی«بیتاب» کاشکی مادر ایام نمیزاد مرا"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.