Skip to main content
فهرست مقالات

وجدان گمشده بود

نویسنده:

(3 صفحه - از 328 تا 330)

کلید واژه های ماشینی : وجدان، روز آقای مدیر کل بخانه، معلم، بازرس، وجدان گمشده، مدرسه، روز روز سردی، دید بجیب آقای مدیر، خدا، قدم، بخانه، بیچاره، مدیر کل، بازرس و مدیر کل، وجدان بیچاره، بیچاره وجدان، سر کلاس، گرم کار دید، کار، وضع، باد سردی، وجدان همان‌طور، مثل پیرزنهای، درستان ده، وجدان بدش، بار وجدان، کار دلشان، وجدان آهسته، معلم و مدیر، وجدان دست

خلاصه ماشینی: "با خود گفت«وای بر من!بچه‌های مردم سرگردانند!بیچاره‌ها منتظر من هستند!چقدر دیر کرده‌ام!»وقتی بمدرسه رسید با عجله بکلاس رفت و مثل همیشه خود را در دفتر معطل نکرد و مبهوت و متعجب بود:«خدایا چرا من تغییر کرده‌ام؟چرا حالم دگرگونست؟آیا مریضم؟» پنج دقیقه بعد سر کلاس بود، بغض بیخ گلویش را گرفته بود، تمام وقایع گذشته جلسات درسی را که برگزار کرده بود از جلو نظرش میگذشت و خونش بجوش میآمد:«چرا من درست درس نمیدادم؟چرا میگذاشتم بچه‌ها هر کار دلشان میخواهد بکنند؟چرا برای راحتی خودم اینهمه تکلیف کتبی بار آنها میکردم؟هر روز میگفتم به‌نشینید، ساکت باشید و از روی درستان ده مرتبه بنویسید. تصمیم گرفت خودش را عوض کند و از بچه‌ها معذرت بخواهد زیرا شش ماهست که وقت آنها را تلف کرده و اگر سر کلاس حاضر شده، آنطور که باید وظیفه خود را انجام نداده، درس روزش را شب مرور نکرده و حتی فقط صفحات کتاب را معین کرده و مثلا گفته است صفحه..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.