Skip to main content
فهرست مقالات

اصطلاحات و لغات نادره

نویسنده:

(4 صفحه - از 261 تا 264)

خلاصه ماشینی:

"»، «و ابلیس دشمن تو است و آن جفت تو حوا هشیار باشیذ کی شما را نفریبانذ و از بهشت بیرون اوکنذ»، «بیوکن از ما کناهان»جمنده بمعنی جنبنده:«کفت هیچ جمنده‌ای نیست اندر زمین و نه هیچ برنده‌ای اندر هوا که نه ایشان نیز همجون شما امتی‌اند. اندام عضو، (دراین جمله هم بمعنی عضو زنده و باجان آمده و هم بمعنی عضومرده و بیجان):«بس از بس جهل سال کی آدم آنجا اوکنده بوذ و خدای عز و جل جان را بفرستاذ تا بتن آدم اندر رشد و بر اندام او هیچ اندام نبوذ و هر کجا جان بمی‌رسید اندامها یک‌یک بدیدار امذ»کیخدا ظاهرا بمعنی شوی است:«کی امر و نهی همه مردان را باشذ و کیخدا را تا کیخدای کناه نکند کس زنان را بکناه نکیرد». شوریدن یعنی شستن، و مکرر آمده است:«بس زن اسمعیل کفت کی اکر فرو نمی‌ایی همچنین سر فرود آورد تا کرد و خاک از سر و رویت باک کنم و بشورم»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.