Skip to main content
فهرست مقالات

زاده ستارگان

مترجم:

(4 صفحه - از 536 تا 539)

خلاصه ماشینی:

"همچنانکه این دو نفر خارکش بر راه خود روان بودند میشنیدند که سورت یخ‌بندان شاخه‌های کوچک را در هم میشکند، و چون به سیلاب کوهستان رسیدند دیدند که آبشار بیحرکت در هوا معلق مانده است، زیرا سلطان یخ بر روی آن بوسه زده بود. تنها موجوداتی که مشعوف و محفوظ بنظر می- رسیدند جغدهای شاخدار بزرگ بودند-پر و بالشان یخ بسته و منجمد شده بود ولی از آن باری بخاطر نداشتند، و چشمهای زردرنگ درشت خود را در حدقه میگرداندند، و از اینطرف و آنطرف جنگل با هم مکالمه میکردند و میگفتند«تویت توهو تویت- توهو!چه هوای دلکشی است!» در این احوال آن دو خارکش براه میرفتند و باشدت و حدتی بر انگشتان خود نفس میدمیدند تا مگر آنها را گرمائی دهند، و برف یخ‌بسته را با پوتین‌های کلان تخت خود زیر پا میستردند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.