Skip to main content
فهرست مقالات

سید علیمحمد باب - 2 -

نویسنده:

(5 صفحه - از 173 تا 177)

خلاصه ماشینی:

"پس سید علیمحمد با دل قوی بمجلس علماء درآمد و سید یحیی پسر سید جعفر دارابی‌ ملقب بکشاف‌1که از مریدان باب بود نیز حاضر گشت چون آغاز سخن کردند بی‌ترس‌ و بیم باب سر بر داشت و گفت چگونه شما از اطاعت من بیرون میروید و متابعت مرا فرض‌ نمی‌شمارید از آن پیغمبر که شریعت آن دارید در میان شما جز قرآن معجزه‌ای باقی نمانده‌ و اینک قرآن من فصیح‌تر از قرآن شما و نیکوتر از آن است و دین من ناسخ دین پیغمبر شماست بی آنکه تیغها انگیخته و خون شما ریخته شود حفظ جان و مال خود را واجب‌ شمارید و طریق خلاف و نفاق مسپارید. بجماعت نماز میگذاشت بردند تا دست و پای او را بوسیده و از کرده خود پشیمان شده و مدت‌ شش ماه در زندان بود1 *** چون خبر او در اصفهان شایع‌ گشت چند نفر از عامهء مردم بدون‌ تحقیق این مسئله نزد وی رفتند معتمد الدوله منوچهر خان‌ گرجی که در آن وقت حکومت‌ اصفهان داشت گمان کرد که‌ شاید میرزا علی محمد از بزرگان دینی باشد هرکس‌ نشنیده بود که او میگوید من‌ صاحب الامرم یا قرآن آورده‌ام‌ با خود تصور میکرد که اگر باب مرد خدا باشد زیانی در دین نخواهد بود و زبان از لعن او کوتاه میداشتند و معتمد الدوله از اینگونه مردم‌ بود و خواست او را به بیند. روز جمعه باب در مسجد وکیل گفت: «لعنت خدا بر کسی که مرا منکر نبوت حضرت رسول بداند لعنت خدا بر کسی که منکر امامت امیر المؤمنین بداند» این مطلبی بود بنقل از تاریخ نبیل زرندی از بابیهء دورهء باب اینک ببینیم مورخ مسلمان‌ مرحوم هدایت چه میگوید:«روی او را سیاه کرده بمسجد وکیل بردند و او اظهار توبه‌ و انابه کرد و بر خود لعن نمود و پای جناب فضائل مآب شیخ ابو تراب امام جماعت را بوسیده‌ و استغفار کرد»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.