Skip to main content
فهرست مقالات

تدبیر انگلستان (شعر)

شاعر:

(1 صفحه - از 193 تا 193)

کلید واژه های ماشینی : تدبیر انگلستان، مجازات محکوم اعلام، جوان، حکم، شهر، قاصدی نفس‌زنان بمحکمه، بآنجا، دولت، تجمل عاری هستی، سر به رضا تکان

خلاصه ماشینی:

"سکوت برقرار شد و دیری نگذشت که قاصدی نفس‌زنان بمحکمه‌ دوید و خود را به قضات رسانید و چیزی گفت که آنها سر به رضا تکان دادند و به صدای‌ بلند اظهار کردند مجازات محکوم اعلام است... طلبه به فکر فرورفت و مدتی خود را قاضی ساخت که اگر حکم بدست او می‌بود چه رأی میداد،بآنجا رسید که این مخلوق با این شهر و نظام و اساسی که اکنون دیده‌ است ناجور می‌نماید و سزای او همین است که باو رسید. در حالی که او غرق فکر بود محکمه خالی شده بود خود را تنها یافته به بیرون شتافت‌ بکوچه رسید چشمش به جوان مهربانی که او را بشهر رسانیده بود افتاد،جوان پرسید «غریب چون گذشته؟». طلبه گفت چیزهای بسیار دیدم و دانستم اما هنوز نمی‌فهمم در کجا هستم. جوان گفت این شهر بزرگ یونان است. جوان حرفش را قطع کرد و گفت سقراط را هم که دیدی محکوم شد و به مجازات رسید.."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.