Skip to main content
فهرست مقالات

منشأ لغات مجعول فرهنگ فارسی پس از دسایتر

نویسنده:

(9 صفحه - از 17 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : لغات مجعول فرهنگ فارسی، ابو المعانی، میر نظمی، زن، شاعر، کتاب، شعوری، آب، منشأ لغات، فارسی پس از دسایتر

خلاصه ماشینی:

"ولی‌ آیا شعوری که زمانا اقدم بر همه آنهاست منبع و مأخذ او چه بوده است،ممکن است‌ تصور شود که او خود این کلمات را برای ضخیم و پر حجم شدن کتاب خویش اختراع کرده‌ و بر لغت‌های فارسی افزوده است،لکن صحت نقل او از لغت نامه‌هائی که در دست داشته و نیز در نظر گرفتن سادگی و سلامت نفس یک نفر ترک عثمانی هرگز این تصور را تأیید نمی‌کرد. شاعر: بهر سوختن فندقی گویا که بر سوزن نهند گردن و سر از میان هر دو پستوق سر زده پاس بک آنکه در کارها شتاب زده باشد،اسب و استر تندرو ابو المعانی: پاس بک بودم چنان در راه کوی دلبران‌ پیش من باد صبا نگرفته هرگز در روان پسترک فواق. میر نظمی: در جهان شو پلیله و خوشخوی‌ نشوی خود پسند و چرکین روی پنهاله لوزینه،(نوعی خرده باقلوا)،ابو المعانی: بادا بلب کفر نعم تبخاله‌ بل داغ شود دانهء هر پنهاله پنه مزبله،میر نظمی: برش جامه پاکیزه و شسته است‌ چو آن سبزهء بر پنه رسته است پاری حاصل باغ و اشجار. ابو المعانی: جوهر غم پر شده ظاهر شود گنجینه‌ام‌ کان زمان پوتاب کرده تیر مژگان سینه‌ام پلوچ سست اندام شدن،میر نظمی: گذشت عمر بر نای ایام پوچ‌ رسیده به پیری و بوده پلوچ پرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.