Skip to main content
فهرست مقالات

خنده فروردین

شاعر:

(2 صفحه - از 44 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : ور، خنده، فروردین، نسا، دمی، باد، آذر، نوروز، خاک، آتشکده‌ای

خلاصه ماشینی: "فروردین خنده زد از غنچهء آذر یونا1 کرد از آن خنده بساط چمن آذر گونا ابر با مشعل برق آمد و از شعلهء او شرری جست و بر افروخت همه هامونا خاک آتشکده شد ز آب سحاب و دم باد جلوه‌ای کرد و جهان گشت بر او مفتونا آتش لاله چنین است و نگردد خاموش‌ ور بکانونش در افتد گذر جیحونسا جشن جمشید فراز آمد و مشاطهء ابر بست بر دشت و دمن زیور گوناگونا یا ببرد و بپرا کند در اطراف زمین‌ باد،اوراق پراکندهء انگلیونا2 گل نشکفته چو یاری که سر انگشتان را کرده مجموع و طبر خون‌3زده برناخونا گل سوری زده بر گونه و لب گلگونه‌ تا که در درگه نوروز شود مأذونا باغ بگداخته در بوتهء آذریون لعل‌ ورنه لعل از چه بود بوتهء آذریونا؟ عطر پاشیدن و جان باختن آئین گل است‌ ور نه گل را نپرستد همه خلق ایدونا نور حق گر نبود چیره بتاریکی دیو از چه گشت از تک شب پویه روز افزونا؟ ذرهء ایزدی و نصرت و نیکی و بهی‌ بر همه خلق مبارک بود و میمونا!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.