Skip to main content
فهرست مقالات

چه شد آن مهرورزی ها

شاعر:

(2 صفحه - از 344 تا 345)

خلاصه ماشینی:

"شنیدم صبحدم نالیدن باد خزانی را نشاندم در عزای گل عروس زندگانی را جهان بی‌مهر شد با بوستان و سرو من با من‌ روم آگه کنم زین قصه سرو بوستانی را مرا از گریهء آب روان چون آب شد روشن‌ که حاصل چیست در باغ جهان روشن روانی را چه شد آن مهرورزی‌ها که یار مهربان ناگه‌ بزد بر مهرورزان تهمت نامهربانی را نگارا،بدگمانی آفت عشق است و من خواندم‌ ز چشمان تو روزی داستان بدگمانی را در آن زیرزمین با صدای بلند نام او را بخواند صدائی شبیه بخنده یا گریه خواهد شنید-خنده دلیل‌ بزندگانی و گریه دلیل به مرگ آن مسافر است. (4)اگر کسی در آن زیرزمین دیکجوش بپزد و فقرا را اطعام کند هر حاجت که خواهد روا گردد و زنان عقیم برای آوردن فرزند بیشتر بآنجا میروند و طلب فرزند می‌کنند. (2) درود از من به یغمائی که خوش گفته است و در سفته: «چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانی را» غ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.