Skip to main content
فهرست مقالات

انسان یا فرشته

نویسنده:

مترجم:

(6 صفحه - از 512 تا 517)

خلاصه ماشینی:

"خود الیشا هم آنرا فراموش کرد و دوباره بکار مشغول شد،با پسرش هیزم را برای سوخت زمستان تهیه نمودند سپس با زنش خرمنها را کوفتند،بامهای خانه را اندود کرد،زنبور ها را در محل محفوظ قرارداد،ده کندو که در بهار بهمسایه‌اش فروخته بود با زنبورهای جدید باو تحویل داد-زنش سعی کرد که مقداری از زنبورهای جدید که میبایست بهمسایه داده شود از الیشا پنهان کند،ولی الیشا در این قسمت استاد بود و بخوبی ملتفت بود که چه کندوئی زنبور جدید تولید کرده و چه کندوئی تولید نکرده است و بجای ده کند و بهمسایه‌اش تحویل داد. روز بعد افیم از مهمانخانه بیرون آمد در راه بپیرمردی رسید که اهل«تابلوف»بود و در کشتی با او آشنا شده بود،برای زیارت بمدفن مقدس روی آورد خیلی‌ سعی کرد که خود را بصف جلو برساند ولی جمعیت زیاد بود و او را بعقب زدند ناچار در کنار ستونی‌ ایستاد بعبادت پرداخت،همینکه بجلو نگاه کرد جلوتر از همه جمعیت کنار مدفن مقدس و زیر چراغها الیشا را دید که دستهای خود را مانند کشیش‌ها باطراف گسترده مشغول عبادت است و سر بیمویش‌ میدرخشد. یک پیراهن نو را در کنار مدفن مقدس تبرک کرد که آنرا موقع‌ مردنش باو بپوشانند و یک بطری از آب ژردن و کمی خاک مقدس را با خود برداشت و چند شمع‌ که از آتش مقدس روشن شده بود خرید،در هشت محل نام والدینش را برای یادبود ثبت کرده‌ بود-از پولش فقط بقدر مخارج مراجعت مانده بود،بطرف وطن حرکت کرد-تا«یافا»پیاده‌ رفت-از«یافا»با کشتی به«ادسا»رسید و از آنجا پیاده براه افتاد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.