Skip to main content
فهرست مقالات

لشکر مژگان

شاعر:

(1 صفحه - از 88 تا 88)

خلاصه ماشینی:

"پوست گاو و گوسفند و پنبهء وسط اصلا خریدار ندارد و بازار کنف و پنبهء مرغوب هم بی‌رونق است. دولت بفریاد زارعان و دلالان رسیده و تعهد کرده که ذخائر آنان بقیمتی نازل بخرد و این تعهد بار سنگینی است. اوضاع و احوال دلالت دارد براینکه دولت ناچار است برنامهء وسیع و مفیدی را که در دست دارد مختصر کند و از مخارج مبلغی هنگفت بکاهد. نوبخت سرایندهء شاهنامهء نوبخت‌ رئیس کتابخانهء سلطنتی ایران لشکر مژگان باز نشان برگرفت لشگر مژگان تو برصف دلها مزن جان من و جان تو جمع نیاید بوصف حال پریشان من‌ در نظر آرم اگر موی پریشان تو گوهر طبع مرا گر بستانی بها میدهم و میخرم گوهر دندان تو گر تو بفصل بهار سوی گلستان شوی‌ غنچه حسودی کند برلب خندان تو ور تو بدنبال گوی پا بنهی در رکاب‌ کیست که سر نفکند در خم چوگان تو گر شنود ر کفلر قصهء حسن ترا ثروت خود را کند خرج شبستان تو هرکه تو را عاشق است جمع کن و سان ببین‌ تا بدهد انگلیس باج بایران تو منکر محشر کجاست کآید و بیند بچشم‌ روز قیامت بپاست در شب هجران تو خامهء«نوبخت»تو بخت سخن نو کند بخت سخن نو کند بخت ثناخوان تو"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.