Skip to main content
فهرست مقالات

داد از دست عوام

شاعر:

(1 صفحه - از 199 تا 199)

کلید واژه های ماشینی : دست عوام، دست عوام غم دل، قوم عنود بطنین مگسی جمله، حرامست حرامست حرامست حرام، مام، بچاه و غم دل، عاقل، سیر عقلایی حشراتند و هوام، بهوایش نچمند، ازین قوم عنود بطنین مگسی

خلاصه ماشینی:

"داد از دست عوام! سخن پخته نگفتم که نگفتند بمن‌ چند ازین خام سخن‌ سوختم سوختم از سردی این مردم خام‌ داد از دست عوام! زانچه پیغمبر گفته است و در او نیست شکی‌ نپذیرند یکی‌ وحی منزل شمرند آنچه شنیدند از مام‌ داد از دست عوام! همگی خفته و آسوده زنیکی و بدی‌ خواب مرگ ابدی‌ چه توان کرد،علی گفت که:الناس نیام‌ داد از دست عوام! بهوای نفسی جمله نمایند قعود آه ازین قوم عنود بطنین مگسی جمله نمایند قیام‌ داد از دست عوام! عاقل ار بسمله خواند بهوایش نچمند همچو غولان برمند غول اگر قصه کند گرد شوند از در و بام‌ داد از دست عوام! عاقل آن به که همه عمر نیارد بزبان‌ نام این بی‌ادبان‌ که در این قوم نه عقلست و نه ننگست و نه نام‌ داد از دست عوام! پیش جهال زدانش مسرائید سخن‌ پند گیرید زمن‌ که حرامست حرامست حرامست حرام‌ داد از دست عوام!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.