Skip to main content
فهرست مقالات

ماریه

نویسنده:

(5 صفحه - از 25 تا 29)

خلاصه ماشینی:

"حاطب به اسکندریه رفت ولی در آنجا دسترسی به مقوقس پیدا نکرد اما برای ملاقات تدبیری اندیشید بدین معنی که قایقی سوار شد و شروع کرد به‌ پارو زدن تا خود را به حوالی کاخ‌ مقوقس رساند،مقوقس در بالکن‌ کاخ رو به دریا نشسته و با حاضران‌ مشغول گفتگو بود،حاطب‌ محاذی کاخ که رسید با فریاد و حرکت دست اعلام داشت که‌ حامل نامه‌ای است مقوقس فرمان‌ داد او را احضار کردند و او نامهء محمد را تسلیم کرد. مقوقس نامه را خواند و سپس پیچید و در قوطیی از عاج گذاشت و بدست یکی‌ از جواری سپرد،بعد روبه حاطب کرد و گفت:اگر محمد پیغمبر خداست دلیل‌ مخالفت مردم با او چیست؟حاطب گفت:همانطوریکه عیسی آمد و مردم با او مخالفت‌ کردند و حال آنکه موسی مردم را به آمدن مسیح بشارت داده بود،عیسی نیز مردمرا به ظهور محمد بشارت داده است،البته ما دین عیسی را مطرود نمیدانیم،ولی برای‌ تکمیل آن میکوشیم‌1 مقوقس گفت،احسنت،حکیمی که از جانب حکیم آمده‌ای،و سپس نشانه‌های‌ حضرت را از او پرسید،بعد گفت من در مطالعات نجومی خود متوجه شده بودم که‌ پیغمبری ظهور خواهد کرد ولی طبق معمول منتظر بودم ظهور او از نواحی شام و بیت المقدس باشد،اکنون از صحرای عربستان این نور تجلی میکند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.