Skip to main content
فهرست مقالات

طبقات محمود شاهی و مجمع النوادر فیض الله یغمایی: دو نسخه نادر پارسی

نویسنده:

(6 صفحه - از 34 تا 39)

خلاصه ماشینی:

"پادشاه مغرور(ورق 539)-سلطان علاء الدین راجون فتحها تو بر تو روی نمود و شصت‌ و هفتاد هزار اسب در بای کاه خود دید،و آنج بر هیچ پادشاهی از مال و پیل جمع نشده بود او را دست‌ داد و(بر)سه اقلیم بسط فرمان خود یافت،هنگام شراب میگفت:که مرا اکنون دو مهم پیش‌آمده‌ (1)هنوز هم لمغانیان باینگونه صفات مشهوراند،و مردم افغانستان را دربارهء آنها داستانهاست، (2)طبقات ناصری،طبقهء 23 (3)حیات افغانی ص 493 (4)فتون البلدان،لیدن ص 433 (5)آداب الحرب و الشجاعة طبع لاهور ص 12 (6)اصل:نسب (7)اصل:مطالع است،یکی آنکه چنانکه پیغامبر بقوت چهار یار دین پیدا کرد،و بدان سبب نام او تا قیامت باقی ماند، من نیز بیاری‌1این چهار یار الفخان و ظفر خان نصرتخان و الحان(کذا)دینی پیدا آرم و نام من تا قیامت باقی ماند،و هرکه قبول نکند او را سیاست نمایم،و دیگر مهم آنکه دهلی بیکی از معتمدان‌ سبارم و خود با پیل و مال بیرون آیم و تمام دنیا چون سکندر2بگیرم،و سلطان علاء الدین مردی‌ بود بدخو،درشت مزاج از علم چیزی نداشتی و با علماء ننشستی و دوست نداشتی،و نامه خواندن‌ و نبشتن ندانستی،و در طبیعت سخت‌گیر کژ نهاد،و حاضران بران سخن آفرین کردند و کسی زهره‌ نداشتی که او را از آن منع کند،تا روزی علاء الملک عم‌3مولانا ضیاء برنی مؤلف تاریخ فیروز شاهی در شراب حریف مجلس سلطان گشت،سلطان آن هر دو سخن پیش وی باز گفت،و از وی در کار مشورت طلبید،علاء الملک عرضه داشت اگر فرمان شود تا شراب از پیش بر دارند و جز محرمی چند در مجلس نگذارند،آنچه بنده را روی نماید بسمع حضرت پادشاه رساند،سلطان فرمود تا شراب‌ برداشتند و جز آن چهار نفر همه را باز گردانند و فرمود هرچه ترا در خاطر آید بحضور این چهار یار من‌ بگو."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.