Skip to main content
فهرست مقالات

غم بیهوده

شاعر:

(1 صفحه - از 103 تا 103)

خلاصه ماشینی:

"مگر خلوتگه هر پارسائی‌ در این خاک ملایک پاسبان نیست؟ مگر در خرمی و جان فزائی‌ خراسان غیرت باغ جنان نیست؟ مگر این سرزمین نیکوترین جای‌ ز بهر زارع و بازارگان نیست؟ جهان علم و عرفان و ادب را چو این خرم ولایت بوستان نیست! خراسان را چه افتاده است امروز که هیچش نسبتی با آن زمان نیست؟ ازان دانشوران و زان دلیران‌ خراسان را چرا اکنون نشان نیست؟ دریغا ساکن این خاک امروز بجز مشتی ضعیف و ناتوان نیست! چنان بنشسته‌اند این قوم خاموش‌ که پنداری زبانشان در دهان نیست! چنان بیچاره و افسرده جانند که گوئی در تن آنان روان نیست! جزای بردباری و تحمل‌ دریغا غیر خسران و زیان نیست! رنج اگر دورزتن،جامعه،چه پیمینه چه برد! تا توان کاست غم،از بهر چه جان باید کاست؟ تا توان خوردمی،از بهر چه غم باید خورد باری از ماهرخی،تابی اگر باید دید! باری از سیم تنی،باری اگر باید برد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.