Skip to main content
فهرست مقالات

اقوال و آثار جویای تبریزی

نویسنده:

(6 صفحه - از 248 تا 253)

کلید واژه های ماشینی : کشمیر ،هند ،نواب ،غزل ،میرزا داراب بیک ،دیوان ،میرزا داراب ،صایب ،شاه ،سید علی حسن خان ،محمد اعظم شاه کشمیری ،نواب فاضل خان ،نواب ابراهیم‌خان بحکومت کشمیر ،هجری ،سید محمد صدیق حسن خان ،تاریخ کشمیر اعظم ،اشعار ،استاد ،باغ ،تاریخ ،شعرای ،نواب ابراهیم‌خان ،میرزا داراب جویا ،خواجه محمد اعظم شاه ،سخن ،علی ابراهیم‌خان حاکم کشمیر ،برادر میرزا داراب ،آثار جویای تبریزی ،توصیف ،ایران

خلاصه ماشینی:

"3 علی قلی بیک واله داغستانی می‌نویسد: «میرزا داراب جویا:اصلش از ایران است و تولدش در کشمیر واقع شده-بصحبت ابو طالب‌ کلیم و میرزا صایب در آنجا رسیده-در زمان عالمگیر پادشاه وفات یافته-اوراست: مگر بگذشت دل آزردهء ناشاد از این صحرا که همچون آه دردآلوده خیزد باد از این صحرا» 4 *** باوجود اینکه میرزا جویا بعد از غنی استاد مسلم الثبوت سخن‌سنجان هند بود و بقول سید حسن خان«یادگارش دیوانی دست بدست ارباب ذوق است»عجب اینست که تذکره‌نویسان‌ شرح حالش را بتفصیل ننوشته‌اند و نسخهء کامل دیوانش هم در کتابخانه‌های معروف هند و لندن نیست5 در ایران هم تنها نسخه‌ای که دیده‌ام و اکنون در دست من است بکتابخانهء آقای خواجه‌ عبد الحمید عرفانی وابستهء مطبوعاتی سفارت کبرای پاکستان. مسافرت جویا از هیچ تذکره معلوم نمیشود که میرزا جویا در مدت زندگی خویش مسافرت کرده باشد اما در دیوانش رباعیاتی هست که در آن به لاهور و اهل لاهور ناسزا گفته است: لاهور که دلبرش بسی عیار است‌ از شوخی طبع با که و مه یار است‌ گر کنچنیش(1)دست‌زد خلق بود عیبش نکنی طلای دست افشار استـ خوش بینی جویا نسبت بمعاصرین جویا بر اثر وسعت نظر خلوس نیت نه تنها استاد خودش میرزا صایب راباحترامو عظمت‌ یاد می‌کند(2)بلکه معاصرین خود را نیز ستوده و بسیاری از غزلهای معروف آنان را استقبال کرده‌ است که برای نمونه بذکر مثال‌هائی می‌پردازیم: جویا بطور آن غزل«صایب»است این در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا این بطرز آن غزل جویا که«خان»فرموده‌اند: گر ز پا افتاده ای دست دعا گردد بلند این بطرز آن غزل جویا که«تمکین»گفته است: برق جولان ابرش ابری بزین دارد بهار این بطرز آن غزل جویا که«سابق»گفته است: جای دندان سخت چون گردید دندان میشود(3) این بطرز آن غزل«صایب»است جویا: مگر چراغ ز خود روغنی برون آرد این جواب آن غزل جویا که میگوید«وحید»: همچو شب زلفش کند روزم سیاه از شش جهت این جواب آن غزل جویا که«پینش»گفته است: نامه‌ام را پاره چون بال کبوتر میکند جویا بطور«طالب»آمل غزل سراست صیت سخنوریش ز مازندران گذشتـ این بطور آن غزل جویا که«غالب»گفته است: از رخ فرش چمن گلبرگ رفتن رسم نیست بی‌تکلف ز شکر ریزی«صایب»گویا طوطی نطق تو طرز سخن آموخته است اخلاق جویا از راه مطالعهء آثار جویا میتوان بروحیات و کیفیات اخلاقی او وقوف یافت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.